جامعیّت و سعۀ وجودی رسول خدا نسبت به سایر انبیاء
16منظور از بتها چوب نیست؛ منظور از بتها هر مظهری است که انسان در مقابل آن مظهر، سر تسلیم فرود بیاورد. مظاهر دنیا، ریاست، حبّ مال، حبّ مقام، حبّ فرزند و امثال ذلک، همۀ اینها بت هستند.1
پیغمبر خدا آمد و ما را از کرنش در برابر بتهای دنیوی و بتهای نفسانی باز داشت و به یک سمت ما را خواند که آن توحید است. ما تمام عادات گذشته را کنار گذاشتیم، موقعیّت ما قبلاً چنین بود و الآن اینطور شده است.
قرائت سورۀ مریم برای نجاشی و انقلاب روحی وی
نجاشی به جعفر طیّار عرض میکند: آیا وحیی هم برای پیغمبر شما آمده است؟ جعفر طیّار شروع به خواندن میکند:
﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ * كٓهيعٓصٓ * ذِكۡرُ رَحۡمَتِ رَبِّكَ عَبۡدَهُۥ زَكَرِيَّآ * إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيّٗا * قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ ٱلۡعَظۡمُ مِنِّي وَٱشۡتَعَلَ ٱلرَّأۡسُ شَيۡبٗا وَلَمۡ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيّٗا * ...﴾.2
- نهج البلاغة (عبده)، ج 4، ص 159؛ بحر المعارف، ج 2، ص 86:
«و فی نهج البلاغة: ”إنّ الدّنیا و الآخِرةَ عَدُوّانِ مُتَفاوِتانِ و سَبیلانِ مُختَلِفانِ، فَمَن أحَبَّ الدّنیا و تَوَلّاها أبغَضَ الآخرةَ و عاداها؛ و هُما بِمَنزِلةِ المَشرِقِ و المَغرِبِ، و مَاشٍ بَینَهُما کُلَّما قَرُبَ مِن واحِدٍ بَعُدَ مِنَ الآخَرِ؛ و هُما بَعدُ ضَرَّتانِ.“
در نهج البلاغه آمده است: ”همانا دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه مخالف یکدیگرند، پس هرکه دنیا را دوست دارد و بدان دل بندد، آخرت را دشمن داشته و از آن نفرت ورزد؛ و آن دو بهمنزلۀ مشرق و مغرباند، و کسی که میان آن دو راه میپیماید، به هر کدام که نزدیک شود از دیگری دور میگردد؛ و از این گذشته، دنیا و آخرت هَووی یکدیگرند.“
ای عزیز! غیر خدا را در دل راه دادن و توجّه و التفات به آن نمودن شرک است؛ کما قال علیٌّ علیه السّلام: ”کُلُّ ما شَغَلَکَ عَنِ الحقِّ فَهوَ صَنمُکَ؛ هرچه تو را از حق سرگرم سازد، همان بت توست.“» - سوره مریم (19) آیه 1 ـ 4. ترجمه:
«به نام خداوند بخشایندۀ مهربان. * کهیعص * این یادى از رحمت پروردگار تو دربارۀ بندهاش زکریا است * آنگاه که پروردگارش را آهسته ندا کرد * و گفت: «پروردگارا، من استخوانم سست شده و موی سرم از پیرى سپید گشته است! و ای پروردگارم، من هرگز با خواندن تو (از ثواب و پاداش سرای دیگر) بدبخت و بیبهره نبودم!» (محقّق)
- نهج البلاغة (عبده)، ج 4، ص 159؛ بحر المعارف، ج 2، ص 86:

