جامعیّت و سعۀ وجودی رسول خدا نسبت به سایر انبیاء
29حضرت صدا میزند: «أقیمونِی! أقیمونی! من را بلند کنید! من را بلند کنید! دارد بر اسلام فتنهای میآید، دارد بر اسلام بلیّهای نازل میشود! بیایید من را بلند کنید!»
پیغمبری که نماز را خوابیده میخواند، میآیند و او را بلند میکنند، تکیه بر فضل بن عبّاس و امیرالمؤمنین علیه السّلام میدهد و پیغمبر را با آن حال که پاهای او بر روی زمین کشیده میشد و بر دوش این دو تکیه زده بود، به مسجد آوردند؛ حضرت ابوبکر را کنار زدند، ولی نمیتوانستند ایستاده نماز بخوانند، و نشستند و نماز را نشسته خواندند، بعد گفتند: «من را بلند کنید!»
دوباره حضرت را بلند کردند و بالای منبر بردند، حضرت بالای منبر نشستند و شروع به وصیّت کردند: «ای مردم! آن حلالی که در قرآن است، من نیز آن را حلال میکنم و اگر چیزی در قرآن حرام است، من نیز آن را حرام میکنم؛ آنچه را که من میگویم برای شما و به نفع شماست!»
بعد حضرت توصیه میکنند: «إنّی تارکٌ فیکُم الثَّقَلینِ [کتابَ اللَه و عترتی] و إنّهما لَن یَفتَرقا حتّیٰ یَرِدا عَلیَّ الحوضَ! من دو چیز نزد شما باقی میگذارم، یکی کتاب خدا و دیگری عترت خودم؛ و اینها از هم جدا نمیشوند تا وقتیکه در حوض کوثر بههم برسند! مردم بدانید: دست از این دوتا برندارید تا هدایت پیدا کنید! اگر دست بردارید، شقاوت پیدا میکنید و مسیر شما مسیر جهنّم است! در روز قیامت اصحاب من میآیند و در کنار کوثر میایستند، ولی خداوند نمیگذارد آنها از حوض کوثر آب بنوشند؛ اینها افرادی هستند که از عترت من دوری گزیدند و از آنها تبعیّت نکردند!»1
گریه حضرت زهرا بر بستر شهادت پدر
بعد حضرت به منزل برمیگردند و بیهوش میافتند، وقتیکه بههوش میآیند، میبینند فاطمۀ زهرا بر بستر آن حضرت نشسته و در حال گریه است و این اشعار را میخواند:
- إرشاد القلوب، ج 2، ص 338؛ بحار الأنوار، ج 28، ص 108.

