جامعیّت و سعۀ وجودی رسول خدا نسبت به سایر انبیاء
4از امّت خودش برمیدارد.»
«إصر» یعنی: سختی و فشار و تحمیل مطلبی بر انسان بهنحویکه برای او بسیار مشکل باشد.1 پیغمبر این امور و آنچه که دست و پای امّت را میبندد، برمیدارد:
بُعِثتُ عَلیٰ شَریعةٍ سَمحَةٍ سَهلةٍ؛2 «من شریعت سهل و آسانی برای شما آوردم.»
شرایع گذشته، شریعت سهله و سمحه نبود، و متناسب و مطابق با افکار و شاکلههای امم گذشته تدوین شده بود؛ امّا بعثت پیغمبر اکرم باب جدیدی را گشود، و نفس مبارک آن حضرت سختیهای امّت را تحمّل کرد و به خود خرید، و در نتیجه کار بر امّت سبک شد.
تکلیف امّت نسبت به پیامبر اکرم
حالا تکلیف ما با یکچنین پیغمبری و این رسالت و بعثتی که ﴿وَيَضَعُ عَنۡهُمۡ إِصۡرَهُمۡ وَٱلۡأَغۡلَٰلَ ٱلَّتِي كَانَتۡ عَلَيۡهِمۡ﴾ آمده است، چگونه است؟
﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ﴾؛ «آن کسانی که به پیغمبر ایمان آوردند و او را در راه هدفش (که عبارت است از هدایت و کمال ما) کمک و یاری کردند و بار پیغمبر را سبک کردند و زحمت او را کم کردند،»
﴿وَٱتَّبَعُواْ ٱلنُّورَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ مَعَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾؛ «و از نوری که با پیغمبر نازل شده بود (که عبارت است از قرآن و اهلبیت علیهم السّلام) متابعت کردند، اینها رستگارند!»
کیفیّت احساس مسئولیّت انبیای گذشته نسبت به ابلاغ رسالت و هدایت مردم
تمام انبیای گذشته در یک مسئله مشترک بودند و اختلافی در بین آنها نبود و مرام آنها در این مسئله یکی بود، و آن این بود که رسالت خود را از ناحیۀ پروردگار میدانستند و تکلیفی را که خدا بر دوش آنها قرار داده بود، انجام میدادند و مطلب دیگری از این نظر در وجود خود احساس نمیکردند. احساس میکردند: مسئولیتی را که خدا به آنها داده است، باید انجام بدهند و این مطالب را به مردم ابلاغ کنند؛ امّا اینکه مردم هدایت پیدا کنند یا نکنند، دیگر به ما مربوط نیست!
- لسان العرب، ج 4، ص 22.
- الکافی، ج 5، ص 494؛ الوافی، ج 6، ص 70، با قدری اختلاف.

