جامعیّت و سعۀ وجودی رسول خدا نسبت به سایر انبیاء
7زمان و مسائلی که بهوجود میآمد، آنها را متوجّه میکرد که کار مردم بهدست خداست، هدایت و عدم هدایت مردم بهدست پروردگار است، و آنها فقط باید وظیفۀ خود را انجام بدهند و نباید در این وظیفه، اظهار نظر کنند! نباید بگویند که چرا اینطور شد و چرا آنطور شد؟! این مطلبی بود که معمولاً پیامبران به این مطلب میرسیدند، و این یک درجه از درجات بالای توحید است که احساس کنند: تمام هدایت و ضلالت بهدست پروردگار است، و اختیار امّت را در گمراهی و شقاوت، جدای از اراده و مشیّت پروردگار ندانند!
حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام که اینقدر برای مردم زحمت کشید و تبلیغ رسالت کرد و مردم را از آن گرفتاریها نجات داد، همینکه چند روزی از آن قوم خارج میشود و بیرون میرود، وقتی که برمیگردد، میبیند همۀ مردم گوسالهپرست شدهاند! آنقدر ناراحت میشود که برادر خود را مورد عتاب و عقاب قرار میدهد! برادرش میگوید:
﴿قَالَ ٱبۡنَ أُمَّ إِنَّ ٱلۡقَوۡمَ ٱسۡتَضۡعَفُونِي وَكَادُواْ يَقۡتُلُونَنِي فَلَا تُشۡمِتۡ بِيَ ٱلۡأَعۡدَآءَ وَلَا تَجۡعَلۡنِي مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾.1
«تو حساب ما را به حساب آنها مگذار و ما را یککاسه نکن! تو خبر نداری که وقتی از اینجا رفتی، چه پیش آمد و چه بلاهایی بر سر من آمد و چه گرفتاریهایی را متحمّل شدم؛ این مردم داشتند من را میکشتند! من را با این قوم ظالمین قرار نده! من حسابم جدا است و اینها حسابشان جدا است.»
حضرت موسی ناراحت میشود از اینکه میبیند اینهمه برای آنها زحمت کشیده است، حالا که یک مدّت کمی از این قوم بیرون آمده است، تمام این زحمات و تبلیغ و ترویج توحید در میان مردم، با سحر سامری و آن گوسالهای که بهوجود آورده بود، همه از بین رفته است! نکتهای در اینجا است [که خداوند میفرماید]: ای
- سوره اعراف (7) آیه 150.

