جامعیّت و سعۀ وجودی رسول خدا نسبت به سایر انبیاء
18اهتمامی که او برای اغوای مردم و بنیآدم دارد، هیچکسی این اهتمام را ندارد!
حیازت مقام ابوّت بهواسطۀ تجلّی تامّ پروردگار در نفس پیامبر اکرم
این روش پیامبرانِ سابق است؛ امّا پیغمبر اکرم نهتنها توحید را در مظاهر پروردگار بالعیان و بالحقیقه مشاهده میکند، بلکه بهواسطۀ جامعیّت بین وحدت و کثرت و بهواسطۀ تجلّی تامّ مظاهر پروردگار در جمیع عوالم، بِجمیعِ مَراتبهِ و عَلَی الإطلاقِ، به موقعیّتی رسیده است که آن رحمانیّت و آن رأفت و آن احساسی که پروردگار متعال نسبت به بندگانش دارد، همان احساس در وجود پیغمبر اکرم تجلّی پیدا کرده است! دیگر پیغمبر نمیگوید: به من چه مربوط است؟! فرق پیغمبر و دیگران در این است که پیغمبر نمیگوید: اگر هدایت پیدا نکردید، به من مربوط نیست! و نمیآید و نفرین کند و برود! پیغمبر اینطور نبود! ما باید بدانیم در چه امّتی هستیم! آن مقام رحمانیّت و رأفت پروردگار بِأتَمِّها و بِأظهَرِها و بِاشتِدادِها در وجود و نفس پیغمبر تجلّی کرده است، گویی خود خدا پایین آمده و مرتبۀ نازلهای در وجود پیغمبر پیدا کرده است! آنوقت چطور ممکن است پیغمبر اکرم مثل بقیۀ پیامبران گذشته باشد؟! لذا پیغمبر میفرماید:
أنا و عَلیٌّ أبَوا هَذهِ الأُمّةِ؛1 «من و علی، پدران این امّت هستیم.»
سایر پیغمبران پدر نبودند، مأمور بودند. مأمور یعنی اینکه سر کار برود و پشت میزش در اداره بنشیند و یک برگه به او بدهند و منبابمثال بگویند: راجع به این قضیّه، سراغ این افراد برو! او باید برود و کارش را انجام بدهد. هر چه آن شخص عجز و التماس بکند که: آقا من ندارم! میگوید: به من مربوط نیست؛ من مأمورم و باید بدهی! باید برود و سر کارش بنشیند؛ حالا کار مردم راه افتاد یا راه نیفتاد، وظیفۀ من نیست. وظیفۀ من این است که در حیطۀ کاری و محدودۀ دفتر خودم، وظیفهام را انجام بدهم تا آن حقوقی که میگیرم حلال باشد؛ نهایت کاری که انجام میدهد، همین است! این را میگویند مأمور. اگر کار مردم از جای دیگر خراب شود، به من
- عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج 2، ص 85؛ مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 3، ص 105.

