کیفیت هجرت پیامبر اکرم به مدینه و آثار عشق خدا در سیر الی اللَه
13إنّی عَشِقتُ و ما فی العِشقِ مِن بَأسِ *** ما أطیَبَ العشقَ لولا شَنعَةُ النّاسِ! ما لی و للنّاسِ، کَم یُؤذونَنی سَفَهًا؟ *** دینی لِنَفـسی و دیـنُ النّاسِ للنّـاسِ1 میفرماید: «محبّین مذاهب مختلفی دارند، و هر کسی در هوای خود و در احساسات خود، به راهی و به طریقی میرود؛ امّا من مذهبی دارم که فقط اختصاص به من دارد! از میان این مُحبّینی که مذاهب مختلفی دارند، من مذهب عشق را اختیار کردم؛ ولی دیگران مزاحم من میشوند و نمیگذارند که من در آن مذهب و مرام خود پیش بروم!»
میفرماید: من محبّتی به خدا دارم که هیچ چیزی غیر از او وجود من را فرا نگرفته است!
ایشان بعد از بحث دربارۀ عشق و اثبات اینکه: «عشق یک واقعیّت و حقیقت واقعی است»، میگوید: «من از میان جمیع این مذاهب، این مکتب و این مرام را برای خودم انتخاب کردم؛ بنابراین هیچ مطلب و هیچ مسئلهای ذهن من را به خودش نمیگیرد، و فقط همین قضیّه است و بس!»
اثبات عشق به خدا از طریق قاعدۀ امکان اشرف
به عبارت دیگر، اگر ما بخواهیم راجع به این مسئله بهصورت علمی و فنّی صحبت کنیم، اینطور میتوان مطلب را بررسی کرد:
مطلبی در بین طلبهها و اهل علم است به نام قاعدۀ امکان اشرف.2 منبابمثال: اگر شما یک حرکت بطیئی در این عالم داشته باشید، قاعدۀ امکان اشرف اقتضا میکند که حرکتی سریعتر از این هم باشد؛ تا اینکه حرکت مطلق داشته باشید و بعد از آن دیگر حرکتی وجود ندارد، و مثلاً بنا بر فرضیههای امروزی، مادّه به انرژی تبدیل شود که دیگر
در آنموقع، حرکتی وجود ندارد. یا فرض کنید که اگر ما در این دنیا یک علم جزئی را تصوّر کنیم و مثلاً شخصی در یک رشته به مدّت یک سال درس خوانده باشد، قاعدۀ امکان اشرف اقتضا میکند که دو سال و سه سال بر این هم وجود داشته باشد؛ تا اینکه در این علم به مرحلۀ اطلاق رسیده باشد، یعنی دیگر هیچ علم برتری مافوق این علم، وجود و تحقّق نداشته باشد. و همینطور جمال، اگر چیزی قشنگ باشد این قشنگی مراتبی دارد تا به مرتبهای برسد که جمال مطلق باشد، که عبارت است از جمال پروردگار.
- رسالۀ سه اصل، صدرالمتألّهین، ج 1، ص 5.
- رجوع شود به الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیّة الأربعة، ج 7، ص 244 ـ 258.

