کیفیت هجرت پیامبر اکرم به مدینه و آثار عشق خدا در سیر الی اللَه
17این همان چیزی است که تمام آثار وجودی انسان را از بین میبرد و دیگر برای انسان هیچ چیزی باقی نمیگذارد!
تفسیر ابیاتی از مثنوی معنوی در باب عشق به خدا
سراغ مثنوی برویم و ببینیم چه میگوید:
شاد باش ای عشق خوش سـودای ما *** ای طبیب جملـه علّتهای مـا ای دوای نِخوَت و نامـوس ما *** ای تو افلاطون و جالینـوس ما1 به این بیت دوّم خیلی توجّه کنید، با این بیت دوّم کار داریم! همیشه این شعر دوّم را در ذهنتان بیاورید و ببینید چه میخواهد بگوید:
عشق آن زنده گزین کو باقی است *** کز شراب جانفزایت ساقی است عشق آن بگزین که جملـه انبیـا *** یافتند از عشق او کار و کیا تو مگـو ما را بدان شه بار نیست *** با کریمان کارهـا دشوار نیست2 تنها عشق خدا زنده است؛ بقیّه همه مردهاند، چند صباحی هستند و میروند! اینها همه مظاهرند؛ مظهری که بعد از دو سه روز از بین برود، در خود زمان حیاتش مرده است و دوام ندارد!
شاد باش ای عشق خوش سودای ما *** ای طبیب جمله علّتهای ما هر مرضی که در وجود ما است، با این عشق از بین میرود! تمام امراض از بین میرود؛ حبّ جاه از بین میرود، حبّ مقام از بین میرود، حبّ به نفس از بین میرود، حبّ زن و فرزند از بین میرود، حبّ به ریاست از بین میرود، حبّ به دنیا از بین میرود؛ همهاش از بین میرود و تمام اینها را چنان میسوزاند که همه را بر باد میدهد!
«ای دوای نِخوَت و ناموس ما» اینجا همان جایی است که همۀ ما گرفتاریم!
عشق، دوای دو چیز است:
اوّل: دوای امور دنیا است؛ انانیّت، تکبّر و... .
دوّم: دوای دین است؛ آن دینِ قلاّبی که در سر ما است و آن شریعتِ اشتباه و عوضیای که ما پذیرفتهایم.
وقتیکه عشق بیاید، همۀ آثار ذمیمۀ دنیا را از بین میبرد! آن آقایی که تا به امروز این مقام و این برنامهها را داشت، پول و جاه و ریاست را کنار میگذارد و یک پیراهن و شلوار به تن میکند و در خیابانها به راه میافتد و به همۀ مردم میخندد!
- مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 6.
- همان، ص 14.

