کیفیت هجرت پیامبر اکرم به مدینه و آثار عشق خدا در سیر الی اللَه
8ـ : یا علی، پیغمبر کجا رفته است؟
فرمود: «مگر پیغمبر را به دست من سپردید؟!»
پیغمبر اکرم از مکّه بیرون آمدند و تا سه روز در غار ثور مخفی شدند، و در این سه روز امیرالمؤمنین مخفیانه برای آن حضرت غذا میبردند؛ تا اینکه وقتی مشرکین اینطرف و آنطرف را گشتند و تفحّص کردند ولی حضرت را پیدا نکردند، حضرت بهسمت مدینه حرکت کردند، البتّه شبها راه میرفتند و روزها مخفی بودند تا اینکه به مدینه رسیدند.1 جریان هجرت پیامبر به مدینه خیلی مفصّل است.2
خوشحالی امیرالمؤمنین از ایثار خود در لَیلَةالمَبیت بهواسطۀ شدّت عشق به پیامبر اکرم
من یکوقتی با خودم دربارۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام فکر میکردم که اگر از حضرت سؤال کنند: وقتیکه به جای پیغمبر خوابیدی، چه احساسی داشتی؟ آیا احساس ترس نکردی؟
حضرت میفرماید: «من در تمام عمر خود، شبی را به آن خوشی نگذراندم!»
امیرالمؤمنین شوخی نمیکند، مطلب جدّی است! این قضیّه روی چه حسابی است؟ قضیّه از چه قرار است؟
وقتیکه انسان کارهایی را که امیرالمؤمنین علیه السّلام در مدینه انجام داده است بررسی کند، میبیند که امیرالمؤمنین عاشق پیغمبر بود و از خود هیچ وجودی احساس نمیکرد!
بعد از آن، این فکر در ذهنم پیدا شد که شاید مطلب از این قرار باشد:
کسی که خود را در دریا میاندازد و غرق میکند، دیگر از خیسشدن لباس و از بین رفتن انگشتر و محتویات لباس خود هراسی ندارد؛ انسانی که خودش را در دریا میاندازد و قصد دارد که به قعر دریا برود، لباسش خیس شود عیبی ندارد، انگشتر از دستش بیفتد، مسئلهای نیست! این افکار به ذهن چه کسی خطور میکند و
چه کسی به این مسائل توجّه میکند؟ آن کسی که میخواهد بر آن آثار وجودی خود تحفّظ داشته باشد؛ امّا امیرالمؤمنین علیه السّلام در ابتدا حساب خودش را تصفیه و درست کرد و گفت: ما یک بدن و یک روح داریم و میخواهیم آن روح و نفسمان را درست کنیم؛ خب چه کار کنیم؟ گاهی انسان در تضادّ بین بدن و روح گرفتار میشود، در اینکه آیا بدن را نگه دارد یا نفس و روح را؟! بخواهد روح را به کمال برساند، بدن اذیّت میشود؛ بخواهد بدن را صحیح نگهدارد، روح از حرکت باز میماند! امیرالمؤمنین آمد و گفت: ما بدن را کنار میگذاریم، دیگر هر چه شد، شد!
- تفسیر القمّی، ج 1، ص 272 ـ 277؛ إعلام الوری، ص 61 ـ 69؛ قصص الأنبیاء علیهم السّلام، راوندی، ص 335 ـ 338.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به بحار الأنوار، ج 19، ص 28 ـ 103.

