کیفیت هجرت پیامبر اکرم به مدینه و آثار عشق خدا در سیر الی اللَه
9امیرالمؤمنین عاشق پیغمبر بود، اصلاً در وجود خود چیزی غیر از پیغمبر احساس نمیکرد، هیچ چیزی در مخیّلۀ امیرالمؤمنین غیر از حیات و زندگی پیغمبر و غیر از وجود پیغمبر نبود؛ یعنی وقتی خودش را در کنار پیغمبر میدید فقط پیغمبر میدید، نه خودش را! لذا نه خوابی برای خود تصوّر میکرد و نه استراحتی و نه بودن در دنیا سوای پیغمبر را؛ هیچ تصوّری در ذهنش غیر از تصوّر وجود پیغمبر نبود، کأنّه امیرالمؤمنین فقط یک بدن بیجانی بود که هیچگونه ارزشی ندارد غیر از اینکه کارهایی را انجام بدهد! اینطور خودش را تصوّر کرده بود! این همان قضیّه و مطلبی است که افراد بسیاری از این نکته غافل بودند و غافل هستند!
نقد کلام محدّث نوری و اثبات عشق به خدا
مرحوم محدّث نوری وقتیکه به مناسبتی به بحث فنای مُحب در محبوب میرسد و اینکه محبْ چیزی غیر از محبوب نمیبیند، شروع میکند این مطالب را به سُخریه گرفتن و میگوید:
اصلاً ما عشق نداریم، اصلاً محبّت زائد نداریم؛ تمام اینها راههای خلافی است و برخلاف مسیر پروردگار است، و هیچ راهی به ادراک معارف دینی و رسیدن به کمالات ندارد، و اینها فقط یک امور دنیوی است!
و بعد ایشان در این باب از امام صادق علیه السّلام روایتی هم ذکر میکند:
یکی از اصحاب امام صادق از آن حضرت میپرسد: «یا ابنَ رسولاللَه، ما العشقُ؟ حقیقت و واقعیّت عشق چیست؟»
حضرت میفرماید: «قُلوبٌ خَلَتْ عَن ذکرِ اللَه، فأذاقَها اللَه حُبَّ غَیرِهِ؛1 عشق عبارت است از دلهایی که از یاد خدا خالی شده است، پس خداوند محبّت غیر خود را به آنها چشانده است.»
و بعد ایشان میفرماید:
این مطلبی که خیلی از بزرگان و عرفا بدان قائلاند و میگویند: «عشق، حقیقت واحدی است و این عشقها و محبّتهای مجازی بالأخره ممکن است به همان محبّت حقیقی منتهی بشود!»2 این خلاف است، و خلافش هم به برهان است؛ برای اینکه امکان ندارد مسیر کسی برخلاف دستور باشد، منتها در نتیجه به آن دستور برسد!3
- الأمالی، شیخ صدوق، ص 668؛ علل الشّرایع، ج 1، ص 140، با قدری اختلاف.
- از باب نمونه رجوع شود به مطلع انوار، ج 3، ص 75.
- نفس الرّحمن فی فضائل سلمان، محدّث نوری، ص 328.

