اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت هجرت پیامبر اکرم به مدینه و آثار عشق خدا در سیر الی اللَه

و آثار عشق خدا در سیر الی اللَه

16154
نسخه عربی

کیفیت هجرت پیامبر اکرم به مدینه و آثار عشق خدا در سیر الی اللَه

3
  • به همین کیفیّت سپری شد تا اینکه پیغمبر با اصحاب از شعب بیرون می‌آیند؛1 در همان زمان خروج از حصر در شعب، حضرت خدیجه از دنیا می‌رود، و به فاصلۀ کمی هم حضرت ابوطالب از دنیا می‌رود و پیغمبر اکرم دو حامی و یاور خود: حضرت خدیجه و حضرت ابوطالب را از دست دادند.2 مشرکان وقتی می‌بینند که مسلمانان این دو پشت‌وپناه را از دست دادند، به پیغمبر سهل می‌گیرند و می‌گویند: «دیگر کارش تمام می‌شود و مسئله‌ای نیست!» امّا دوباره پس از گذشت مدّت کوتاهی، اذیّت‌های مشرکان شروع می‌شود.

  • اجتماع مشرکان در دارالنّدوه و تصمیم به قتل رسول‌اللَه

  • خلاصه کار به آنجا می‌رسد که سران قریش در دارالنّدوه اجتماع می‌کنند و به مشورت می‌پردازند که با پیغمبر چه کنند؛ یعنی تکلیف پیغمبر را یک‌سره کنند و این وجود مقدّس را از میان بردارند! هر کسی حرفی می‌زند! شیطان به صورت پیرمردی در عالم مکاشفه و مثال می‌آید ـ در عالم مثال برای آنها ظاهر می‌شود، نه به صورت جسمانی؛ چون این‌قدر از ایشان برمی‌آید و ایشان این‌قدر قدرت دارد که بتواند در قلوب اولیای خودش تصرّف کند ـ و کنار این مشرکین می‌نشیند.

  • یکی می‌گوید: «راه دفع این فتنه به این است که یک نفر برود و پیغمبر را بکشد!»

  • شیطان می‌گوید: «این صحیح نیست؛ برای اینکه اگر یک نفر پیغمبر را از میان ببرد، بنی‌هاشم اجتماع می‌کنند و او را از بین می‌برند، چون قدرت دارند.»

  • چند نفر می‌گویند: «پیغمبر را زندان می‌کنیم و از روزنه‌ای به او آب و نان می‌دهیم تا اینکه آنجا باشد و از دنیا برود.»

  • شیطان می‌گوید: «این هم درست نیست؛ چون اگر شما چنین وجودی را که باعث جلب افراد است نگه بدارید، خب مسلمانان خبر می‌گیرند و سؤال می‌کنند، و ممکن است طرفدارانش یک‌شبه بریزند و او را فراری بدهند. این هم درست نیست.»

  • هر کسی حرفی می‌زند؛ آن یکی می‌گوید: «او را سوار شتری بکنیم و ببندیم و آن شتر را به‌سوی قبائل حرکت بدهیم!»

    1. امام شناسی، ج 6، ص 229:
      «مسلمانان در شعب أبوطالب علیه السّلام محبوس بودند... تا وقتى که معلوم شد به إعجاز آن حضرت و إخبار آن حضرت، معاهده‌نامه را موریانه خورده است، و فقط نام خدا را بِاسمِکَ اللَهُمَّ باقى گذارده است.»
    2. تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 35؛ السیرة الحلبیّة، ج 2، ص 40.