تشخیص سیرۀ پیامبر و ائمه اطهار براساس ملاکات یقینی
3مجالس، آن مسئله ناتمام ماند. طبعاً شبهاتی در ذهن رفقا بهوجود آمد و سؤالات و اشکالاتی مطرح شد. مناسب دیدم در این ایّام، تا آنجایی که توفیق رفیق گردد، در این مسئله عرائضی چند، خدمتتان عرضه بدارم.
قبل از شروع این بحث، تذکّر این نکته را لازم میدانم: اطّلاع ما از سیره و روش ائمّه علیهم السّلام ضروریترین و مهمترین مسئلهای است که باید آن را پیگیری کنیم؛ مخصوصاً برای طبقۀ اهل علم و إخوان مشتغلین، این مسئله حیاتیترین قضیّه در تاریخ علمی آنها بهشمار میرود.
لزوم بیان حقایق و حرمت کتمان وقایع مسلّم تاریخی
من سابقاً مطلبی را عرض کردم که تَذکار دوبارۀ آن را در اینجا بیمناسبت نمیبینم:
با توجه به مطالبی که خودم از خصوصیّات زندگی یک شخص شنیده بودم و برداشتی که براساس آن مطالب، در ذهنم بهوجود آمده بود، سیمایی از شخصیّت و شاکلۀ او در ذهنم مرتَسم شده بود؛ و بر آن اساس، افکار و مبانی اعتقادی خودم را نسبت به او قرار داده بودم. پس از گذشت سالها، روزی برحسب اتفاق، از یک نفر مطلبی را شنیدم که بهکلّی شالودۀ ذهنیّات من را به هم ریخت و دید من را نسبت به او تغییر داد. با خودم این سؤال را مطرح میکردم: چرا نباید هر حقیقتی مطرح شود و چرا باید سالیان سال در یک باور غیر حقیقی بسر ببریم؟! اگر این مسائل با ما که اشتغال به این امور داریم، مطرح نشود، پس باید در چه زمینهای و در چه موردی این حقایق روشن بشود؟!
اتفاقاً در سال گذشته، وقتی صحبت از سیرۀ ظاهری پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم بهمیان آمد، مطلب به بیان خصوصیّات ظاهری پیغمبر اکرم رسید که حضرت دارای موهای بلندی بودهاند که روی شانۀ ایشان میریخت،1 و بعضی از حالات و اطوار دیگر حضرت بیان شد.2 این مسئله برای بسیاری از رفقا قدری بعید و مستبعد
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ١، ص ١٥٨؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص ٣٤٠.
- رجوع شود به ج ١، ص ٣٧٠ ـ ٣٧٦.

