اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشخیص سیرۀ پیامبر و ائمه اطهار براساس ملاکات یقینی

15285
نسخه عربی

تشخیص سیرۀ پیامبر و ائمه اطهار براساس ملاکات یقینی

4
  • می‌نمود، ولی چون بنای ما بر بیان سیره بود نمی‌توانستیم از مطلبی که دیده‌ایم سرپیچی کنیم و اخفاء نماییم؛ لذا با این اعتراض مواجه شدیم که: «هر چیزی را نمی‌توان گفت و هر شنیده‌ای را نمی‌توان باور نمود!» ولی این مسئله برای ما قابل پذیرش نبود.

  • اگر پیغمبر اکرم دارای موهای بلند بودند، چرا نباید از این مسئله مطّلع بشویم؟! اگر روش و سیرۀ پیغمبر اکرم و ائمّه به‌نحوی بود، چرا مردم آن زمان اطّلاع پیدا کنند و ما اطّلاع پیدا نکنیم؟! مگر ما از شیعیان آنها نیستیم؟! بین ما و آنها چه فرقی هست؟! خوب توجه کنید! یا قضیّه دروغ است یا راست است؛ اگر راست است چرا ما مطّلع نباشیم، و اگر هم دروغ است خُب تاریخ بیان می‌کند. بیان این مطلب، پرده‌برداری از یک عمل باطنی و مخفی نبوده است، شکل و شمایل آن بزرگواران به‌نحوی بود که در مرأیٰ و منظر همه بوده است.

  • همین خبری که چندی پیش در روز شهادت حضرت سجّاد علیه السّلام نقل کردم که أصمعی می‌گوید:

  • در نیمه‌های شب در مسجدالحرام طواف می‌کردم، صدای ناله‌ای شنیدم. آمدم دیدم جوانی سر به پردۀ کعبه گذارده و با دستان خود به پرده آویخته است و با خدا دارد مناجات می‌کند. موهای او را دیدم که به روی شانه ریخته است... .1

    1. مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ج ٤، ص ١٥٠:
      «[قال] الأصمَعیُّ: کُنتُ أطوفُ حَولَ الکَعبةِ لَیلةً فَإذا شابٌّ ظَریفُ الشّمائلِ و علیهِ ذُؤابَتانِ، و هو مُتَعَلِّقٌ بِأستارِ الکَعبةِ و یقولُ: ”نامَتِ العُیونُ و عَلَتِ النُّجومُ، و أنتَ المَلِکُ الحَیُّ القَیّومُ! غَلَّقَتِ المُلوکُ أبوابَها و أقامَت عَلَیها حُرّاسَها، و بابُکَ مَفتوحٌ لِلسّائِلینَ؛ جِئتُکَ لِتَنظُرَ إلَیَّ بِرَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ!“ ثمّ أنشَأ یقولُ‌:
      ”یا مَن یُجیبُ دُعَا المُضطَرِّ فی الظُّلَمِ ** یا کاشِفَ الضُّـرِّ و البَلوَیٰ مَعَ السَّقَمِ‌
      قد نامَ وَفدُکَ حَولَ البَیتِ قاطِبةً ** و أنتَ وَحدَکَ یا قَیّومُ لم تَنَمِ‌
      أدعوکَ رَبِّ دُعاءً قد أمَرتَ بِهِ ** فارحَم بُکائی بِحَقِّ البَیتِ و الحَرَمِ‌
      إن کان عَفوُکَ لا یَرجوهُ ذو سَرَفٍ ** فَمَن یَجودُ عَلَی العاصینَ بِالنِّعَمِ“
      قال: فَاقتَفَیتُهُ فَإذا هو زَینُ‌العابدینَ علیه السّلام.»
      انوار الملکوت، ج ٢، ص ٢٩٣:
      «اصمعی گوید: در شبی مهتابی که در حال طواف بودم، صدایی برخاسته از درد و اندوه همراه با گریه به گوشم خورد. به دنبال صدا رفتم، به ناگاه به جوانی خوش سیما و برازنده روبه‌رو شدم که موهای پشت سرش از زیر عمامه برآمده بود و درحالی‌که به پرده کعبه دست انداخته بود چنین می‌گفت:
      ”ای آقا و مولای من، اکنون چشم‌ها به خواب رفته‌اند و ستارگان پنهان شده‌اند، و تو زنده و بیدار و آگاه می‌باشی! ای خدای من، پادشاهان درب‌های خود را به روی مردم بسته‌اند و بر آنان پاسداران و گماشتگان قرار داده‌اند، درحالی‌که درب خانۀ تو برای حاجتمندان گشوده است؛ پس آگاه باش که من اکنون کنار درب خانۀ تو هستم و چشم به مرحمت تو گشوده‌ام، ای رحم‌کننده‌ترین رحم‌کنندگان!“
      سپس این اشعار را انشاء نمود:
      ١) ای کسی که درخواست مضطر را در دل شب اجابت می‌کنی و از فرد مریض و گرفتار، بیماری و گرفتاری را برمی‌داری!
      ٢) روی آورندگانت در کنار خانه‌ات به خواب رفته و گروهی بیدار شده‌اند! و تو ای کسی که پیوسته زنده و صاحب ارادۀ همه هستی، هرگز نخوابیدی!
      ٣) ای پروردگار، تو را می‌خوانم در حال اندوه و اضطراب؛ پس به گریۀ من رحم نما، به حقّ این خانه و حرم!
      ٤) اگر گناهکار امید عفو و بخشش تو را نداشته باشد، پس چه کسی بر گناهکاران به نعمت‌های خود بخشاید؟!
      اصمعی گوید: [به دنبال او رفتم] به‌ناگاه دیدم این شخص امام زین‌العابدین علیّ بن الحسین علیهما السّلام است.»