تشخیص سیرۀ پیامبر و ائمه اطهار براساس ملاکات یقینی
6خوب که دقت کردم دیدم حضرت علیاکبر است، و موهای آن حضرت از زیر کلاه خُود بیرون آمده است.1
چرا یک واقعۀ تاریخی نباید بیان شود؟! چه دلیلی داریم؟!
نقل گزینشی وقایع تاریخی، بزرگترین خیانت مورّخ
چند روز پیش جلد پانزدهم کتاب امام شناسی حضرت علاّمۀ والد ـ سلّمه اللَه تعالیٰ ـ را مطالعه میکردم، برحسب اتّفاق به این قضیّه برخورد کردم، دیدم بیمناسبت نیست این مسئله را از ایشان بهعنوان مقدّمۀ شروع این بحث نقل کنم. ایشان در آنجا در بیان تاریخ و سیرۀ ائمّه مطالبی میفرمایند، مِنجمله اینکه:
وظیفۀ شیعه این است که امام را آنطوریکه هست بشناسد، نه آنطور که برای او ترسیم کنند! نباید از امام خیالی متابعت نمود، باید از امام واقعی متابعت کرد. اگر ما جهاتی از امام که مورد نظرمان است بیان کنیم و بسیاری از حقایق را که در شناخت امام واقعی دخالت مستقیم دارند، کنار بگذاریم، از امام خیالی و فرضی و تراشیدهشده داریم متابعت میکنیم.
سپس ایشان در آنجا میفرمایند:
مرحوم جزائری، یکی از علمای طهران نقل میکند: «در سفری که به شام داشتم روزی به ملاقات مرحوم آقا سیّد محسن جبلعاملی رفتم و برحسب اتّفاق، مرحوم آقا شیخ عبّاس قمّی، صاحب مفاتیح، هم در آنجا بودند. در بین صحبتهایی که ردّ و بدل شد، مرحوم آقا شیخ عبّاس به آقا سیّد محسن امین جبلعاملی اعتراض داشت: ”چرا شما هر مطلبی را در کتابهای خود از امام نقل کردهاید؟! بسیاری از این مطالب به صلاح نیست که برای مردم بیان شود!“
ایشان فرمودند: ”مثلاً چه مطلبی؟“
مرحوم آقا شیخ عبّاس گفت: ”مثلاً چرا همین قضیّۀ بیعت علیّ بن الحسین با یزید را در کتابتان بیان کردهاید؟!2 مردم این را نمیپسندند و قبول نمیکنند و نمیتوانند ادراک بکنند که امام با یزید بیعت کند!
- روضة الشهداء، ص ٤١٩.
- أعیان الشّیعة، ج ١، ص ٦٣٠ و ٦٣٧.

