تشخیص سیرۀ پیامبر و ائمه اطهار براساس ملاکات یقینی
23سرّ توحید ز هر ذرّه عیـان میگردد *** *** پُر نیازی که بوَد واقف اسرار کجاست؟1 بناء نهضت سیّدالشّهدا براساس أعلیٰ مرتبۀ یقین
خیلی فرق است بین کسی که راهش را با یقین و رسیدن به مقصود، پیروی و دنبال کند و بین کسی که با مختصر شبههای، در مرام او تزلزل پیدا شود! خیلی فرق میکند آن کسی که به سیّدالشّهدا میگوید: «اگر هزار مرتبه مرا آتش بزنند و خاکسترم را به باد بدهند، دست از تو برنمیدارم!»2 مسلم بن عوسجه راست میگفت! دروغ نمیگفت؛ یعنی جدّاً اگر او را هزار مرتبه میسوزاندند و آتش میزدند، باز دست برنمیداشت! خیلی فرق است بین آنهایی که با امام حسین بودند و بین آن کسی که یک توپ در کنند، معرکه را ترک میکند، یا اگر ببیند اوضاع عوض شد، به خانه میرود!
کربلا یک قضیّه [منحصر به فرد] است! ما دوتا کربلا نداریم! کربلای افغانستان و هندوستان و پاکستان و ایران نداریم؛ یک کربلا بیشتر نداریم! استعمال لفظ کربلا برای جاهای دیگر شرعاً حرام است! إنشاءاللَه راجع به این قضیّه هم صحبت میکنیم. آنها هم اینطوری بودند؟! مسلم بن عوسجه میان آنها است؟! آن مسلمی که شب عاشورا به امام حسین میگوید: «اگر هزار دفعه من را بکشند و زنده کنند، بعد آتشم بزنند، بعد خاکسترم را به باد بدهند، دست از تو برنمیدارم!» این را یقین میگویند! اگر بمب روی سرش ببارد دست برنمیدارد، شیرینی در دهانش بگذارند دست برنمیدارد، زهر هلاهل به او بدهند دست برنمیدارد؛ این را یقین میگویند! اوضاع بقیّه هم اینطوری بود؟! امام حسین یکی بود؛ تمام شد! یکی بود که آمد و رفت! امام حسین که متاع هر دکّانی نیست!
عاشورا قضیّهای است که انسان باید ببیند که در هر لحظهاش چه اتّفاقی افتاده است و چه مسئلهای بوده است. حضرت ابداً هیچ تبلیغاتی نکرد. از اوّل به همه فرمود:
- دیوان منصور حلاّج، ص ٢٦، منتخبی از ابیات.
- الإرشاد، ج ٢، ص ٩٢.

