تشخیص سیرۀ پیامبر و ائمه اطهار براساس ملاکات یقینی
26مسلم به عوسجه، آن پیرمرد روشنضمیر که تمام عمر را به عبادت گذرانده بود و از اصحاب خاصّ امیرالمؤمنین و امام مجتبی و سیّدالشّهدا علیهم السّلام بود، و در کوفه با حبیب بن مظاهر مأنوس و مشهور بود و با هم به کربلا آمدند و با هم میثاق بسته بودند، بلند میشود و میگوید:
واللَه لو عَلِمتُ أن أقتلَ ثمّ اُحییٰ ثمّ أُحرقَ ثمّ أذریٰ سَبعینَ مرّةً، لَما فارقتُکَ!
«به خدا اگر بدانم که من را میکشند و بعد زنده میشوم و بعد آتش میزنند، تا هفتاد بار، دست از یاری تو برنمیدارم!»
وقتی هم که به روی زمین میافتد، سیّدالشّهدا با حبیب بن مظاهر بالای سر او حاضر میشوند، میگوید:
ای حبیب، ما با هم از کوفه پیمان بستیم که در رکاب حسین باشیم!
حبیب به او میگوید:
ما با هم پیمان بستیم! گرچه میدانم من تا ساعاتی دیگر در خدمت مولایم نیستم و حظّم در این دنیا کم است، امّا اگر وصیّتی داری من انجام بدهم!
اشاره به سیّدالشّهدا میکند و عرض مینماید:
یا حبیب، علیکَ بِهذا الغریبِ! «وصیّت من به تو این است که دست از دامن این غریب و تنها برنداری!»1
و سیَعلمُ الّذین ظَلَموا آلَ محمّدٍ أیَّ منقَلَبٍ یَنقَلِبونَ.
- وقعة الطفّ، ص ٢٢٥، با قدری اختلاف؛ معالی السبطین، مازندرانی، ج ١، ص ٣٤٨.

