
حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
1 راه خدا و راه اسلام با شک و تردید سازگاری ندارد. 2 فرق میان انبیاء علیهم السلام و غیر انبیاء. 3 ذکر حکایتی در ارتباط با فتوای متناقض دو عالم معروف اصفهان مرحوم کلباسی و مرحوم سید محمد باقر شفتی 4 کیفیت علم واحاطه امام معصوم علیه السلام برامور. 5 روایت امام صادق علیه السلام:انَّ العمل الدائم القلیل علی یقینٍ... 6 توضیحی راجع به فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام :کم من صائم لیس له من صیامه الاالظمأ والعطش و... 7 توضیحی راجع به دعای امیرالمؤمنین علیه السلام در هنگام حرکت به سمت جنگ و قتال در ارتباط با لزوم یقین وعلم:اللَهم انّک اَعلمتَ سبیلاًمن سبلک جعلتَ فیه رضاک و... 8 اخبار غیبی پیامبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم نسبت به شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام در محراب عبادت و سؤال امیرالمؤمنین علیه السلام از پیامبراکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم. 9 کیفیت عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ صفین. 10 پرهیز از تقلید کورکورانه و انتخاب راه و مسیر بر اساس غلبه تبلیغات و محیط و احساسات.
حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
توضیحات:
1 راه خدا و راه اسلام با شک و تردید سازگاری ندارد. 2 فرق میان انبیاء علیهم السلام و غیر انبیاء. 3 ذکر حکایتی در ارتباط با فتوای متناقض دو عالم معروف اصفهان مرحوم کلباسی و مرحوم سید محمد باقر شفتی 4 کیفیت علم واحاطه امام معصوم علیه السلام برامور. 5 روایت امام صادق علیه السلام:انَّ العمل الدائم القلیل علی یقینٍ... 6 توضیحی راجع به فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام :کم من صائم لیس له من صیامه الاالظمأ والعطش و... 7 توضیحی راجع به دعای امیرالمؤمنین علیه السلام در هنگام حرکت به سمت جنگ و قتال در ارتباط با لزوم یقین وعلم:اللَهم انّک اَعلمتَ سبیلاًمن سبلک جعلتَ فیه رضاک و... 8 اخبار غیبی پیامبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم نسبت به شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام در محراب عبادت و سؤال امیرالمؤمنین علیه السلام از پیامبراکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم. 9 کیفیت عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ صفین. 10 پرهیز از تقلید کورکورانه و انتخاب راه و مسیر بر اساس غلبه تبلیغات و محیط و احساسات.
حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
9وجه تمایز جهاد امیرالمؤمنین علیه السّلام از سایر جنگها
لذا جنگیدن امیرالمؤمنین علیه السّلام با جنگ ما خیلی تفاوت میکند. امیرالمؤمنین نمیخواهد در جنگ پیروز بشود، میخواهد یقین خود را حفظ کند؛ و همۀ نکته در اینجا است! امیرالمؤمنین علیه السّلام که برای از بین بردن معاویه حرکت میکند و با تمام شور و با تمام توان، مردم را حرکت میدهد، در همان حالی که میفرماید:
سَأجهَدُ فی أن أُطَهِّرَ الأرضَ مِن هذا الشَّخصِ المَعکوسِ و الجِسمِ المَرکوسِ؛1 «تمام توان خودم را بهکار میبرم که این انسان منکوس و واژگون را از اریکۀ خلافت سرنگون کنم!»
نظرش از بین بردن معاویه نیست؛ نظرش عمل بر وفق یقین است، نظرش عمل بر وفق تکلیف است!
حضرت حرکت میکند و در جبهه با معاویه مصادف میشود؛ اما همینکه آب را میبندند و حضرت حمله میکند و آب را میگیرد، به اصحاب میگوید: «به آنها آب بدهید!»2 اگر امیرالمؤمنین آب را به روی آنها میبست، کار تمام بود! اگر علی صرفاً میخواست که معاویه از بین برود، پس چرا از این مسائل و از این مواطن و موارد استفاده نکرد؟! او میخواهد تکلیف را انجام بدهد! ما میجنگیم، مردانه میجنگیم، چه معاویه از بین برود و چه از بین نرود. امیرالمؤمنین علیه السّلام اینطوری و به این قِسم امیرالمؤمنین شد!
امّا همین امیرالمؤمنین علیه السّلام وقتیکه آب را باز میکند، میبینند که شروع به گریه میکند، و به اطرافیان خطاب میکند و میگوید:
من این آب را برای معاویه باز کردم، امّا یک روزی میرسد که فرزند همین معاویه، آب را به روی فرزند من میبندد!3
فرق بین حقّ و باطل اینجا است؛ این علی شد و او [معاویه] شد؛ این حسین شد و او یزید و عبیداللَه و عمر سعد شد!
تمام خواست امیرالمؤمنین علیه السّلام این است که به تکلیف عمل کند. این مهم است و ما باید این را داشته باشیم؛ و الاّ هر قضیّهای که اتّفاق بیفتد، دیگر به خواست و مشیّت خدا است.
شاخصههای مولا و مقتدای انسان
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٣، ص ٧٣.
- وقعة صفّین، ص ١٦١.
- بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٢٦٦:
«عن عبداللهِ بنِ قَیسٍ قال: کُنتُ مَعَ مَن غَزا مَعَ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام فی صفّینَ، و قد أخَذَ أبوأیّوبَ الأعوَرُ السُّلَمیُّ الماءَ و حَرَزَهُ عن النّاسِ، فَشَکا المُسلِمونَ العَطَشَ، فَأرسَلَ فَوارِسَ عَلیٰ کَشفِهِ، فانحَرَفوا خائِبینَ، فَضاقَ صَدرُهُ، فَقالَ لَهُ وَلَدُهُ الحُسَینُ علیه السّلام: ”أمضی إلَیهِ یا أبَتاه؟“ فَقالَ: ”امضِ یا وَلَدی!“ فَمَضیٰ مَعَ فَوارِسَ فَهَزَمَ أباأیّوبَ عن الماءِ و بَنیٰ خَیمَتَهُ و حَطَّ فَوارِسَهُ و أتیٰ إلیٰ أبیهِ و أخبَرَهُ، فَبَکیٰ عَلیٌّ علیه السّلام، فَقیلَ لَهُ: ”ما یُبکیکَ یا أمیرالمؤمنینَ، و هذا أوَّلُ فَتحٍ بِبَرَکةِ الحسینِ؟“ فَقالَ: ”ذَکَرتُ أنَّهُ سَیُقتَلُ عَطشانًا بِطَفِّ کَربَلاءَ حتّی یَنفِرَ فَرَسُهُ و یُحَمحِمَ و یَقولَ: الظَّلیمةَ الظَّلیمةَ لِأُمّةٍ قَتَلَتِ ابنَ بِنتِ نَبیِّها!“»
ترجمه: «از عبدالله بن قیس روایت شده است که میگوید: با کسانی بودم که در صفّین در رکاب امیرالمؤمنین علیه السّلام جنگیدند. ابوأیّوب سلمی بر آب مسلّط شد و آب را به روی مردم بست. مسلمین از تشنگی به آن حضرت شکایت کردند. حضرت سوارانی را برای باز کردن آب فرستاد، امّا آنها شکست خوردند و دست خالی بازگشتند. سینه حضرت تنگ شد. فرزندش امام حسین علیه السّلام به آن حضرت عرض کرد: ”پدر جان، آیا من برای بازکردن آب بروم؟» حضرت فرمود: ”برو فرزندم!“ امام حسین علیه السّلام با سوارانی به سمت شریعه عزیمت نمود و ابوأیّوب را شکست داد و خیمۀ خود را همانجا برپا نمود و سوارانش را فرود آورد و به نزد پدرش آمد و او را از آنچه اتفاق افتاده بود با خبر نمود. علی علیه السّلام گریست؛ به آن حضرت عرض شد: ”یا امیرالمؤمنین سبب گریهات چیست؟ این اوّلین پیروزی به برکت حسین علیه السّلام است!“ فرمود: ”به یاد آوردم که او را در زمین طف کربلا تشنه و عطشان خواهند کشت تا اینکه اسبش میگریزد و شیهه میکشد و میگوید: فریادرس! فریادرس از امّتی که پسر دختر پیغمبر خود را کشتند!“» (محقّق)
