حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
3است متقن و متیقّن، و مردم را به راه یقین و جزم دعوت میکند؛ ﴿ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا رَيۡبَ فِيهِ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ﴾.1
انبیای الهی براساس یقین حرکت میکنند. فرق بین انبیا و غیر انبیا در این است که آنها به راهشان و حرکتشان یقین دارند و غیر انبیا براساس شکّ و گمان حرکت میکنند؛ گرچه ممکن است ظن بهعنوان حجّت برای آنها معذِّر و مؤمّن باشد،2 ولی این برای رسیدن به مطلوب کافی نیست.
پیغمبر اکرم و ائمّه علیهم السّلام و اولیائی که به عنایات آنها متّصل هستند، در حوادث و وقایع براساس یقین حرکت کردهاند و میکنند. آنها صرفاً به حوادث روزمرّه نظر ندارند، بلکه به مسائل آینده و سالهای بعد و دهها سال بعد و حتّی ممکن است به بینهایت، اطّلاع و توجّه داشته باشند؛ گرچه عکسالعمل و وجهۀ حرکت آنان در آن برهه، با دید و بصیرتشان منافات داشته باشد.
منشأ اختلاف نظرات علما و مجتهدین
علما و مجتهدین بر طبق ظنّیاتی که فکر و استنباطشان به آن میرسد عمل میکنند و در صورت ضرورت، خود آن ظنّیات برای آنها حجّت است و موجب رفع عقاب میشود؛ ولی بین آنها و بین کسی که حق را بالعیان میبیند و با حق حرکت میکند و قرین با حق است، خیلی تفاوت است.
در زمان مرحوم سیّد محمّدباقر شفتی رشتی در اصفهان، یکی دیگر از علمای اصفهان به نام مرحوم کلباسی هم مرجعیّت مردم را بر عهده داشت؛ یعنی دو عالم در اصفهان بودند: یکی مرحوم شفتی و یکی هم مرحوم کلباسی.3
- سوره بقره (٢) آیه ٢. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٣٦:
«آن است کتاب منزّل آسمانی که در آن شکّ و ریبی نیست، و کتاب هدایت است برای پرهیزکاران.» - معذّر و مؤمّن: اصطلاحی اصولی است و در مواردی بهکار میرود که دلیل و حجّتی موجب عذر و أمن در اتیان بر طبق آنها شود، و مکلّف بعد از اتیان عمل معذور است و از عذاب الهی مأمون خواهد بود. (محقّق)
- آیة الله سیّد محمّدباقر شفتی رشتی (متولد ١١٧٥ یا ١١٨١ ه.ق، متوفای ٢ ربیعالأول ١٢٦٠ ه.ق) و آیة الله میرزا محمّد ابراهیم کلباسی، مشهور به حاجی کلباسی (متولد ١١٨٠ ه.ق در اصفهان، متوفای ٨ جمادیالأول ١٢٦١ ه.ق) از علمای بزرگ اصفهان و از شاگردان آیات عظام سیّد مهدی بحرالعلوم و محمّدباقر وحید بهبهانی و جعفر کاشفالغطاء بودند. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به زندگینامۀ سیّد محمّدباقر شفتی از تولد تا حضور؛ صاحب اشارات، کنگره بزرگداشت علاّمه کلباسی، ص ٤ ـ ١١.
- سوره بقره (٢) آیه ٢. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٣٦:

