حرکت انبیاء و اولیاء براساس یقین
7است از آن عمل و کار و تلاش و به تعب افتادن زیادی که از روی شکّ و تردید و ظنّ و گمان باشد.»
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید:
کَم مِن صائِمٍ لَیسَ له مِن صیامِهِ إلّا الجوعُ و الظَّمَأُ، و کَم مِن قائِمٍ لَیسَ له مِن قیامِهِ إلّا السَّهَرُ و العَناءُ! حَبَّذا نَومُ الأکیاسِ و إفطارُهُم!1
«چهبسا روزهدارانی که تنها ثمرۀ روزۀ آنان، تشنگی و گرسنگی است؛ و چه شبزندهدارانی که تنها نتیجۀ عمل آنها فقط بیداری شب و به تعب افتادن خودشان است! خوشا بهحال آن زیرکان از مؤمنین که در وقت خود، افطار میکنند و در وقت خود، روزه میگیرند؛ در وقت خود، به بیداری شب میپردازند و در وقت خود، استراحت میکنند!»
امیرالمؤمنین علیه السّلام به ربیع بن خثیم دستور میدهد که خودش را برای نبرد و جنگ با معاندین اسلام آماده کند؛ ربیع در جواب میگوید: «یا امیرالمؤمنین، به من یک گوشه و زاویهای بده که بروم خدا را عبادت کنم!» امیرالمؤمنین هم به او میفرماید: «به خراسان برو!» و حکومت خراسان را به ربیع میدهند و او نیز به آنجا میرود و مشغول عبادت میشود.2 اینهم یک طور!
«حَبَّذا نَومُ الأکیاسِ و إفطارُهُم!» یکوقت متوجّه میشویم که تمام عمر و پنجاه سال عبادت ما، همه هوا و کشک بوده است. اگر ما یقین را از قدم اوّل در نظر بگیریم، در آخر کار دچار افسوس و حسرت نمیشویم. وقتیکه انسان میخواهد جنگ بکند باید این جنگ توأم با یقین باشد؛ وقتیکه انسان میخواهد انفاق کند نباید از روی احساسات باشد، باید از روی فکر و تأمّل باشد؛ وقتیکه انسان میخواهد عملی را انجام بدهد، مثلاً روزه بگیرد یا نماز بخواند یا حج برود، تمام اینها باید از روی فکر و یقین و تأمّل باشد؛ حجّی که میخواهد انجام دهد مبادا از
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ١٧١.
- وقعة صفین، ص ١١٥، با قدری اختلاف.

