انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
14«”سرمان را پایین انداختیم و بعد شراب آوردند و خوردند و جریان تمام شد و مجلس به پایان رسید.“
خلاصه، در همان مجلس یا در مجلس بعد، خود جناب آیة اللَه العظمیٰ هم جام شراب را سر کشید!!
ایشان میگفت: ”وقتیکه من لیوان شراب را خوردم، احساس کردم تمام دین من یکمرتبه رفت و قضیّه دیگر تمام شد! وقتی که دیدم اینطور است عمامه را برداشتم، لباس پیغمبر را کنار گذاشتم و ریش را تراشیدم و الآن به این صورتی که میبینید درآمدهام.“»1
و بهعبارت دیگر: قبلاً از أعوانالظّلمه بودم و الآن از أعیانالظّلمه شدهام! البتّه این جمله، عبارت من است نه عبارت ایشان؛ ما باید در نقل کلام امانت را رعایت کنیم! میگوید: قبلاً از أعوان بودم و الآن همدست و از أعیان ایشان شدهام.
اینها عبرت است! شیطان به این زودی دست از آدم برنمیدارد! دیگر بقیّۀ مسائل بماند، فقط این حکایت را به این خاطر نقل کردم که مدّتها از این جریان گذشته است؛ و الاّ مسائل دیگری نیز هست و شاید از این بدتر هم باشد.
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز *** *** ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست2 تأثیر ظاهر شرعی و چهرۀ وجیه علمای سوء در شهید نمودن امام حسین علیه السّلام
یزید برای کشتن امام حسین علیه السّلام نمیتواند به قدّارهبند و ریشتراش اعتماد کند، چون میخواهد همین مردمی را که به مساجد میروند، به جنگ امام حسین بفرستد؛ لذا باید از یک طرف، یک امام جماعت وجیه و موجّهی همچون عمر سعد را بفرستد و از طرف دیگر هم یکی مانند شریح قاضی بیاورد، و وقتی این دو با همدیگر ضمیمه میشوند، دیگر کار تمام است و دیگر امام حسین نمیتواند در مقابل اینها حرفی بزند!
آیا خیال میکنید که عمر سعد یک آدم معمولی بود؟! نهخیر، عالمِ کوفه بود، پسر سعدِ وقّاص بود، امام جماعت بود، مردم به او مراجعه میکردند و مسائل شرعیشان را از او میپرسیدند! کسی بود که ابنزیاد از تمام اهالی کوفه فقط انگشت روی او گذاشته بود؛ یعنی فردی بود که میتوانست در مقابل امام حسین بایستد و موقعیّت ظاهری و شکل و شمایلش او را در مقابل امام حسین قرار میداد. لذا آمد و پیش هم بُرد!
- . مطلع انوار، ج ٢، ص ٤١٥، تعلیقه ١.
- . دیوان حافظ، پژمان، غزل ٨٤.

