انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء
15حضرت چند بار با او صحبت کردند، ولی هرچه با او صحبت کردند که:
اگر دنیا میخواهی من به تو دنیا میدهم؛ آن باغی که در مدینه دارم برای تو! اگر آخرت میخواهی [من تو را در روز قیامت شفاعت میکنم]!
نمیتواند قبول کند؛1 ﴿ٱسۡتَحۡوَذَ عَلَيۡهِمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَأَنسَىٰهُمۡ ذِكۡرَ ٱللَهِ﴾.2
واقعاً باید به خدا پناه ببریم که وضع و موقعیّتمان به چنین وضعی در نیاید! کسی
با آنهمه مسئله و موقعیّت، حاضر شود پسر پیغمبر را بکشد! حالا یکوقت بهخاطر مسائلش و اینکه قضیّه را نگه دارد، حضرت را میگیرد و در زندان میاندازد و یا تبعید میکند؛ امّا پناه به خدا، یکوقت اقدام به کشتن حضرت میکند، آنهم با یکچنین وضع و موقعیّتی که خودش در ابتدا دستور تیراندازی میدهد و میگوید: «ای مردم، شاهد باشید که من اوّلین کسی بودم که به خیام حسین بن علی تیر پرتاب کردم!»3
إخبار رسول خدا از شهادت امام حسین علیه السّلام
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید:
یک روز پیغمبر اکرم به منزل ما تشریف آوردند. فاطمۀ زهرا سلام اللَه علیها یک ظرف حریره برای آن حضرت درست کرد، اُمّأیمن هم یک ظرف شیر و یک ظرف خرما به رسم هدیه خدمت پیغمبر قرار داد. حضرت مشغول خوردن شدند و ما هم مشغول خوردن شدیم. حال ابتهاج عجیبی برای آن حضرت پیدا شد؛ آب طلبیدند و وضو گرفتند، بعد دستها را به دعا برداشتند و رو به قبله شروع به دعا کردند. همینکه مشغول دعا بودند یکمرتبه دیدیم که چهرۀ آن حضرت متغیّر شد، حضرت سر را به روی زمین گذاشتند و مانند باران مشغول گریه شدند! وقتیکه سر برداشتند هیبت آن حضرت اجازه نمیداد که ما سؤال کنیم. حسین، که در سنّ خردسالی بود، آمد و خود را در دامان پیغمبر انداخت و گفت: «ای پدر، چه چیزی باعث گریۀ شما شد؟!»
حضرت فرمودند: «حالت بهجتی به من دست داد که در تمام عمرم چنین حالتی را به یاد ندارم! مشغول دعا شدم، در اینموقع جبرئیل آمد و گفت: ”ای رسول خدا، وقایع آینده را ببین که این مردم بر سر فرزندان تو چه میآورند!“ دیدم تمام شما اینطرف و آنطرف همه به روی زمین افتادهاید و در اطراف و اکناف پراکنده شدهاید؛ تو را دیدم که در کربلا با جمیع اهلبیتت بر زمین افتادهای، و دیگر نتوانستم طاقت بیاورم!»
- . تسلیة المجالس، ج ٢، ص ٢٦٤، با قدری اختلاف.
- . سوره مجادله (٥٨) آیه ١٩. انوار الملکوت، ج ٢، ص ٣٢٧:
«شیطان بر ایشان غالب و چیره گشته است، پس ذکر و یاد خدا را از یادشان برده است و (آنها را از توجّه و رویآوردن به خدای تعالیٰ غافل و ناآگاه گردانیده است).» - . اللهوف، ص ١٠٠.

