ضربۀ جبران ناپذیر علمای سوء نسبت به دین
10تفسیر و توجیهی کنند، مطالبی فرمودند؛ ولی در آخر، انصاف را رعایت کردند و فرمودند:
اگر راستش را بخواهید، این توجیهی که خودم برایتان کردم، من را قانع نمیکند!1
خدا ایشان را رحمت کند که فرمود: «این توجیه من را قانع نکرد!» امّا ایشان کلامی در آخر مطلب میفرماید که آن کلام، تمام این صحبتها را از بین میبرد؛ ایشان میفرماید: «حالا صحبت کردن در مسائلی که معلوم نیست سندی داشته باشد، خیلی مهم نیست!»2 عجب! چطور شد که فقط در این مسائل سند ندارد! پس این سیری در نهج البلاغه را که نوشتهاید، چه میشود؟! آقاجان، یا رومی رومی یا زنگی زنگی! اگر من یک کلام را نمیفهمم، راحت میگویم: آقا من نفهمیدم؛ امیرالمؤمنین فرموده است، ولیکن بنده این مطلب را نفهمیدم! خب، بسیار خوب! خدا خیرت بدهد! البته اینکه ایشان این حرف را زد، بهتر است از آن افرادی که یک کتاب قطور، با توجیهاتی که تَضحَکُ بهِ الثَّکلیٰ3 است نوشتهاند و بعد گفتهاند: «معلوم نیست قضیّۀ اینها چیست؟ ما علمشان را به آنها واگذار میکنیم!» یعنی چه؟! یعنی همۀ این حرفها دروغ است؟!
این خائنین به خدا و خلق باید در روز قیامت جواب بدهند! باید نسبت به این نهج البلاغه و امیرالمؤمنین علیه السّلام جواب بدهند! در روز قیامت امیرالمؤمنین جلو اینها را میگیرد و میگوید: مگر شما وجدان نداشتید و خدا در شما علم قرار نداده بود، پس چرا کلام صریح من را اینطور از بین بردید؟! خب بلد نیستید، بگویید: آقا ما نمیدانیم! چرا میپیچانید؟! علمش را به آن کسی وا بگذارید که درست معنا کند! چرا میگویید: سند ندارد؟! چرا میگویید: ما اینها را نمیفهمیم، اینها مربوط به
- . زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص 35 و 48.
- . همان، ص 35.
- . یعنی: «مطالبی که مادر سوگوارِ در مرگ فرزند را به خنده وا میدارد!» (محقّق)

