ضربۀ جبران ناپذیر علمای سوء نسبت به دین
12إنّ لِعمِّیَ العبّاسِ عندَ اللَه منزلةٌ یَغبِطهُ بها جمیعُ الشّهداءِ من الأوّلینَ و الآخِرینَ؛1 «تمام شهدای اوّلین و آخرین، به منزلت و مقام عموی من غبطه میخورند!»
آنوقت میگویند: «بعد از امام معصوم، کسی مانند فلان کس و فلان کس نیامده است!» اینان افرادی هستند که علم خدا دادی را در راه کوبیدن اسلام و از بین بردن اسلام و شکستن کمر پیغمبر و امیرالمؤمنین مصرف میکنند! به سیمای موجّه آنها نگاه نکنید؛ در زیر هر موی آنها شیطانی خفته است! برای هر راهی از راههای اسلام هزار مانع قرار میدهند! این امر از عهدۀ اینها برمیآید.
معنای صحیح روایت «قلّةُ العیالِ أحدُ الیَسارَینِ»
اگر قرار باشد که نهج البلاغه سند نداشته باشد، حِکَم نهج البلاغه باید به طریق اولیٰ سند نداشته باشد! یکی از حکمتهای امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه این است که میفرماید: «قلّةُ العیالِ أحَدُ الیَسارَین.»2 این حکمت صحیح است و بنده هم آن را بهعنوان ملاک یک فتوا قبول دارم. من در بسیاری از موارد اگر شک داشته باشم، تا یقین نکنم، نظر نمیدهم؛ ولی همینها برای مسائل دنیوی خود، همین نهج البلاغه را که میگویند سند ندارد، ملاک برای فتوا قرار میدهند! درحالتیکه حضرت اصلاً نمیخواهد این معنا را برساند:
اوّلاً: اگر قرار بر آن باشد که: «قلّةُ العیالِ، أحَدُ الیَسارَین؛ یکی از دو خوشکامیها و رفاهها و خوشگذراندنیها، کمیِ عیال است.» خب ما اینهمه در نهج البلاغه داریم: «القَناعةُ مالٌ لا یُنفَدُ؛3 کسی که قناعت پیشه بگیرد، هیچوقت مالش تمام نمیشود.» یا داریم: «ما أعالَ مَن اقتَصَدَ؛4 کسی که قناعت پیشه بگیرد، هیچوقت نیازمند و گرفتار نمیشود.» خب این روایتها علیه آن است! چرا اینها را نمیگویند؟!
- . الأمالی، شیخ صدوق، ص 463؛ الخصال، ج 1، ص 68، با قدری اختلاف.
- . نهج البلاغة (عبده)، ج 4، ص 170.
- . همان، ص 150 و 217 و 245.
- . همان (صبحی صالح)، ص 494.

