اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضربۀ جبران ناپذیر علمای سوء نسبت به دین

21775
نسخه عربی

ضربۀ جبران ناپذیر علمای سوء نسبت به دین

23
  • ابوالفضل شفایش داده است!» در همان حال که من آنجا بودم، یک‌دفعه دیدم جوان بلند شد و حرکت کرد!1

  • آن‌وقت این ابوالفضل مثل بقیّه است؟!

  • کیفیّت شهادت حضرت ابوالفضل علیه السّلام

  • آمد خدمت برادر و عرض کرد: «دیگر عرصه بر من تنگ شده است!»

  • یقین چطور است! صبر می‌کند تا سه برادر خودش جلوی چشمان خودش شهید بشوند که مبادا تزلزلی در آنها اتّفاق بیفتد، و مسائل را دقیق تا لحظات آخر پیگیری می‌کند!

  • حضرت فرمود: «من غیر از تو کسی را ندارم، اگر تو بروی دیگر یاوری ندارم!» خیلی اصرار کرد!

  • رشادت و شجاعت حضرت ابوالفضل که برای ما مطرح نیست؛ برای ما این مطرح است که مشک آب را در شریعه می‌آورد و سه روز است که آب نخورده است و وقتی که می‌خواهد به طرف آب برود، «فَذَکَرَ عَطشَ الحسینِ؛ [به یاد تشنگی امام حسین علیه السّلام می افتد!]» این مطرح است و مهم است! نگاه به شریعه می‌کند و می‌گوید: «عجب، تو به دنبال برادرت هستی و داری آب می‌خوری! این چه رسم وفایی است؟!»

  • برادرت دارد با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند و تو در شریعه آب می‌خوری؟! این رسم وفا و اخوّت و برادری نیست! برمی‌گردد.

  • وقتی به روی زمین می‌افتد، اینجا صدا می‌زند: «یا أخا، أدرِک أخاکَ!»

  • اینجا است که امام علیه السّلام دیگر آثار شکست را در خودش مشاهده می‌کند، متّکا و معتَمد خودش را از دست داده است و دیگر دل از این دنیا می‌بُرد و می‌فرماید:

    1. الوقایع و الحوادث، ج 3، ص 42.