ضربۀ جبران ناپذیر علمای سوء نسبت به دین
9که فهم دارد! آخر برای اینکه شما چیزی را نمیفهمی، چون حتّی یک ماه هم درس فلسفه نخواندهای، چرا یک خطبۀ عجیب و دقیق و عالی امیرالمؤمنین را از سندیّت ساقط میکنی؟! آنهم خطبۀ امام؛ مگر امام علیه السّلام با بقیّه افراد یکسان است و مثل همین افراد عادی است؟!
راحت میگویند: نهج البلاغه سند ندارد! تو یک نفر را در این دنیا پیدا کن که بتواند یکچنین خطبهای بگوید، من از او تقلید میکنم! وانگهی نهج البلاغه سند ندارد، این توحید صدوق را بردارید و نگاه کنید: تمام ائمۀ بعد از امیرالمؤمنین، همه از فرمایشات آن حضرت و از همین خطب نهج البلاغه و مسائل توحیدی و مسائل مبدأ و معاد آن اقتباس کردهاند، و اینها بهصورت صحیح و مسند است؛ این را چه میگویید؟!
خب این یک قسمت از نهج البلاغه که کنار رفت؛ بسیار خب! اینهایی هم که راجع به مسائل اجتماعی و قضایایی صحبت کردند که امیرالمؤمنین در مورد شاکلۀ زن و مرد گفته است، یک قسمت دیگر از نهج البلاغه را قطع کردند و کنار گذاشتند و گفتند: نهج البلاغه سند ندارد! بسیار خب، این هم یک قسمت! بنده هم فردا بهخاطر مسائل دیگری که با مصالح من منافات دارد، خطبۀ شقشقیّه یا خطبۀ قاصعه را کنار میگذارم، این خطبه و آن خطبه را کنار میگذارم و همۀ نهج البلاغه را تکّهتکّه میکنم! میگویم: بله، بعضی از مسائل آن اشکال ندارد!
نامۀ امیرالمؤمنین به مالک اشتر که تنها سندش فقط همین نهج البلاغه است ـ که قویترین و با حجّتترین و با سندترین خبر در تاریخ اسلام ما است ـ حجّیت دارد؛ امّا آنجایی که امیرالمؤمنین راجع به زنها صحبت میکنند، حجّیت ندارد؟! این همان ﴿نُؤۡمِنُ بِبَعۡضٖ وَنَكۡفُرُ بِبَعۡضٖ﴾1 است!
در عبارات یکی از بزرگان میخواندم که وقتی ایشان خواستند این مسائل را
- . سوره نساء (4) آیه 150.

