ضربۀ جبران ناپذیر علمای سوء نسبت به دین
3اینها نا خود آگاه در دام هوسها و مطامع دشمنان دین قرار گرفته بودند. اگر ما تجربۀ تاریخ را یکی از ملاکات برای بینش و عمل خود قرار دهیم، به این نکته میرسیم که غیر از کسی که به مقام ولایت متّصل باشد و مستقیماً از عالم غیب مدد بگیرد و إشراف بر حوادث و مسائل عالم کون داشته باشد، هیچکس نمیتواند با این زیرکان و این معاندین در بیفتد.
علّت نفوذ استعمار در بین علما در جریان مشروطه
جریان مشروطه برای امثال ما درس عبرتی است تا به این نکته پی ببریم که در جایی که بزرگان و علمایی همچون مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم نائینیها و شیخ فضلاللَه نوریها نتوانستند مرام خود را پیاده کنند و ناخواسته آلت دست استعمار واقع شدند، بهطوریکه کلاهی که آنها بر سر اینها گذاشتند پس از سالیان ممتد مشخّص شد!1 این مسئله ما را به اینجا میرساند که دشمن زرنگتر و زیرکتر از آن است که امثال آخوند و غیر آخوند بتوانند این مطلب را بفهمند! دشمنان وقتی بر اریکۀ قدرت مسلّط شدند، مرحوم آخوند را مسموم کردند و از بین بردند، شیخ فضلاللَه نوری را به دار زدند، و مرحوم نائینی را شش سال با آن وضعیّت در منزل نگه داشتند که دیگر هیچ آبرویی برایش نمانده بود و احدی به سراغ او نمیرفت!
تمام اینها به این خاطر بود که این آقایان و علما، فهم دینی و بصیرت به واقع نداشتند؛ یعنی فرمول را خوب یاد گرفته بودند، ولی ادراک مسائل و ادراک حقایق چیز دیگری است که با این مسائل نمیتوان به آنها رسید!2
فقط چند نفری از این قضیّه اطّلاع پیدا کردند و خود را از این جریان کنار کشیدند؛ همچون مرحوم صابونی، سیّد مرتضی کشمیری، شیخ مرتضی طالقانی و مرحوم حاج میرزا حبیباللَه خراسانی که از مشهد بیرون آمد و به اطراف مشهد
- . مطلع انوار، ج 1، ص 188.
- . جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به رسالۀ اجتهاد و تقلید، ص 358: «شاخص یازدهم اجتهاد: آگاهی از مسائل و حوادث عصر خویش و فتنههای دشمن».

