
ضربۀ جبران ناپذیر علمای سوء نسبت به دین
1 استفاده وبهره مندی مخالفین و معاندین اسلام از حرکت های بسیار دقیق و ظرایف فرهنگی در ضربه زدن به اعتقادات و باورهای مردم. 2 یکی از بزرگترین مصائب اسلام در طول تاریخ وجود علماء سوء و منحرف و ضربات جبران ناپذیر آنها بر مردم و دین می باشد. 3 عدم بهره مندی علماء مشروطه از نور باطن و بصیرت ضربه مهلکی بر پیکره مشروطه وارد ساخت. 4 چگونه دشمنان اسلام با حربه اسلام و اعتقادات دینی تیشه به ریشه دین می زنند. 5 ذکر حکایتی در ارتباط با یکی از علماء که به دلیل عدم تصدی نماز جمعه فتوا به حرمت اقامه آن داده بود. 6 امام صادق علیه السلام در توصیف علماء سوء می فرمایند:أولئک أضرّ علی اُمتی من جیش یزید. 7 توجیهات و تأویلات برآمده از نفس و تمایلات آن توسط برخی از علماء نسبت به سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام درنهج البلاغه . 8 سخن نادرست مرحوم مطهری در ارتباط با سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه در ارتباط با زنان. 9 سخن نادرست مرحوم محدث نوری در ارتباط با برتری سلمان از همه افراد بعد از ائمه اطهار علیهم السلام. 10 دیدگاه نادرست برخی راجع به روایت قلة العیال احد الیسارین و پاسخ آن.
ضربۀ جبران ناپذیر علمای سوء نسبت به دین
7خب این یک قسمت از نهج البلاغه که کنار رفت؛ بسیار خب! اینهایی هم که راجع به مسائل اجتماعی و قضایایی صحبت کردند که امیرالمؤمنین در مورد شاکلۀ زن و مرد گفته است، یک قسمت دیگر از نهج البلاغه را قطع کردند و کنار گذاشتند و گفتند: نهج البلاغه سند ندارد! بسیار خب، این هم یک قسمت! بنده هم فردا بهخاطر مسائل دیگری که با مصالح من منافات دارد، خطبۀ شقشقیّه یا خطبۀ قاصعه را کنار میگذارم، این خطبه و آن خطبه را کنار میگذارم و همۀ نهج البلاغه را تکّهتکّه میکنم! میگویم: بله، بعضی از مسائل آن اشکال ندارد!
نامۀ امیرالمؤمنین به مالک اشتر که تنها سندش فقط همین نهج البلاغه است ـ که قویترین و با حجّتترین و با سندترین خبر در تاریخ اسلام ما است ـ حجّیت دارد؛ امّا آنجایی که امیرالمؤمنین راجع به زنها صحبت میکنند، حجّیت ندارد؟! این همان ﴿نُؤۡمِنُ بِبَعۡضٖ وَنَكۡفُرُ بِبَعۡضٖ﴾1 است!
در عبارات یکی از بزرگان میخواندم که وقتی ایشان خواستند این مسائل را تفسیر و توجیهی کنند، مطالبی فرمودند؛ ولی در آخر، انصاف را رعایت کردند و فرمودند:
اگر راستش را بخواهید، این توجیهی که خودم برایتان کردم، من را قانع نمیکند!2
خدا ایشان را رحمت کند که فرمود: «این توجیه من را قانع نکرد!» امّا ایشان کلامی در آخر مطلب میفرماید که آن کلام، تمام این صحبتها را از بین میبرد؛ ایشان میفرماید: «حالا صحبت کردن در مسائلی که معلوم نیست سندی داشته باشد، خیلی مهم نیست!»3 عجب! چطور شد که فقط در این مسائل سند ندارد! پس این سیری در نهج البلاغه را که نوشتهاید، چه میشود؟! آقاجان، یا رومی رومی یا زنگی زنگی! اگر من یک کلام را نمیفهمم، راحت میگویم: آقا من نفهمیدم؛ امیرالمؤمنین فرموده است، ولیکن بنده این مطلب را نفهمیدم! خب، بسیار خوب! خدا خیرت بدهد! البته اینکه ایشان این حرف را زد، بهتر است از آن افرادی که یک کتاب قطور، با توجیهاتی که تَضحَکُ بهِ الثَّکلیٰ4 است نوشتهاند و بعد گفتهاند: «معلوم نیست قضیّۀ اینها چیست؟ ما علمشان را به آنها واگذار میکنیم!» یعنی چه؟! یعنی همۀ این حرفها دروغ است؟!
- سوره نساء (4) آیه 150.
- زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص 35 و 48.
- همان، ص 35.
- یعنی: «مطالبی که مادر سوگوارِ در مرگ فرزند را به خنده وا میدارد!» (محقّق)
