
لزوم یقین جهت قبول ولایت پیامبر وائمه اطهار و وجوب تعبد در مقام اطاعت از اوامر آنها
1 تفسیرآیه شریفه: وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي... 2 حرکت در مسیر سیر و سلوک و عبور از مراحل نفس با شک و تردید در تضاد و تنافی می باشد. 3 توضیحی در ارتباط با فرمایش امام سجاد علیه السلام راجع به اهمیت یقین :الزهد علی عشرة أشیاء. 4 تفسیر آیه شریفه: وَ ما أوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً. 5 چگونه خداوند متعال از طرفی عقل را حجت برای انسانها قرار داده و از طرف دیگر آن را راهی برای وصول و رساندن انسانها به کمال نمی داند. 6 توضیحی در ارتباط با فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام راجع به چگونگی قلب حقائق و واقعیات:سیأتی علیکم من بعدی زمان لیس فیه شیءٌ اَخفی من الحق و... 7 امیرالمؤمنین علیه السلام در توصیف پیامبراکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم می فرمایند: طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قد أحكَمَ مَراهِمَهُ، وأحمى مَواسِمَه. 8 کیفیت تربیت و اصلاح نفوس توسط پیامبراکرم صلوات اللَه علیه. 9 اهمیت جایگاه اولیاءالهی در رشد و تربیت نفوس. 10 چرا انسان ها نیاز به پیغمبر و امام معصوم علیهم السلام و اولیاءالهی دارند؟
لزوم یقین جهت قبول ولایت پیامبر وائمه اطهار و وجوب تعبد در مقام اطاعت از اوامر آنها
13وجوب تعبّد محض و ممنوعیّت اظهار نظر در مقابل مقام ولایت و امامت
وقتیکه ما زیر خیمۀ امام حسین آمدیم دیگر حقّ چون و چرا و اظهار نظر برای ما نیست! اینکه امام حسین چهکار میخواهد بکند، به ما چه مربوط است؟! ما چه میدانیم! مگر ما باید برای آن حضرت تعیین تکلیف کنیم؟! اینکه بگوییم: سیّدالشّهدا، شما در اینجا این کار را انجام بده؛ این غلط است! یا اینکه: یا ابنرسولاللَه، شما در این مرحله این کار را انجام بده؛ این غلط است! یا اینکه: شما چرا در فلان مرحله این کار را نکردید، و چرا در آنجا آن کار را نکردید؟ این غلط است! اصلاً نباید در مقابل سیّدالشّهدا اظهار نظر کرد!
تفاوت احکام شرع در موارد و موقعیّتهای متفاوت
من یک وقت مسئلهای را در جایی گفتم که تذکّرش را در اینجا بیمناسبت نمیبینم و آن اینکه: «احکام براساس موارد و موقعیّتهای متفاوت، فرق میکند.» از این مسئله میخواهیم به مطلب دیگری برسیم.
مثلاً میگویند: مستحب است که انسان سلام کند. بله، سلام کردن مستحب است و باعث استیناس و الفت میشود، موجب رحمت و درود خدا و پروردگار است، و وقتیکه ما میگوییم: «سلام!» یعنی درود خدا بر تو، نه درود من؛ تحیّت خدا بر تو باشد، تو به مقام سلامت برسی، خدا تو را در تحت سلامت و سِلم خودش دربیاورد! اینها معنای سلام است. ولی صحبت در اینجا است که در بعضی از جاها میگویند: همین سلامی که مستحب است، انجام نده! مثلاً شخص خطیبی دارد خطبه میخواند و صحبت میکند، اگر شما بخواهید سلام کنید حواسش پرت میشود؛ خب نباید سلام کنید!1 یا منبابمثال، شخصی در حمام است و مشغول به کار خود است و خودش را تنظیف میکند، اگر سلام کنید، آن شخص هم باید جواب بدهد و... میگویند: سلام نکنید!2
سؤال من این است: منبابمثال، اگر پیغمبر نشسته است و صحبت هم نمیکند ولی در حال و فکر خود است، آیا ثواب سلام به پیغمبر بالاتر است یا ثواب سکوت و رفتن و کناری نشستن و پیغمبر را از آن حال و موقعیّت درنیاوردن؟ کدام بالاتر است؟ این همان مطلبی است که من میگویم. مسائل خیلی دقیق میشود و خیلی بالا میرود.
- الکافی، ج 3، ص 421.
- الخصال، ج 2، ص 484.
