اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام

0

1 اهمیت جایگاه تعبد در رشد و تکامل انسان. 2 با وجود آنکه خداوند متعال برای رسیدن به مطلوب و کمال در انسان عقل قرار داده است چه نیازی به شریعت و تعبد به آن وجود دارد. 3 فرد مؤمن همواره باید تا حد امکان عمل برادر مؤمن خود را حمل برصحت نماید. 4 ذکر حکایتی از مرحوم حداد رضوان اللَه علیه و قضاوت نادرست فردی در ارتباط با ایشان. 5 هریک از ادعیه و اذکار وارده از ائمه اطهار علیهم السلام دارای اثر خاص می باشد. 6 تبیین جایگاه عقل در رشد و کمال افراد و حجیت آن. 7 سخن نادرست برخی از افراد مبنی بر نزاع میان عقل و عشق در نزد حضرت اباالفضل علیه السلام در جریان واقعه عاشورا. 8 بیان عامل اساسی و منشأ اختلاف نظر میان مرحوم شیخ محمدحسین کمپانی و مرحوم سید احمد کربلائی. 9 هیچ گاه میان ملاکات عقلی و ملاکات شهودی و وجدانی تناقض و تضاد رخ نمی دهد. 10 توضیحی در ارتباط با جایگاه عقل و ساحت و حدّ آن در تبیین حقائق و واقعیات.

محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام

8
  • اختلاف بین مرحوم آقا شیخ محمّدحسین کمپانی و مرحوم آقا سیّد احمد کربلائی ناشی از این بود که مرحوم آقا شیخ محمّدحسین کمپانی آن‌طور که باید و شاید به مسئلۀ حقیقت وجود پی نبرده بودند؛ نه اینکه براساس شهود پی نبرده بودند، شهودْ مطلب دیگری است، بلکه براساس برهان پی نبرده بودند. لذا من در بعضی از نوشته‌جات خود مرحوم آقا شیخ محمّدحسین بعد از بیان این مطالب و پس از رحلت مرحوم سیّد احمد کربلائی دیدم که صریحاً به همان مسائل مرحوم سیّد احمد اعتراف می‌کنند و همان مسائل را بر پایۀ برهان و بر پایۀ استدلال عقلی قبول می‌کنند، چون ایشان اهل شهود نبودند؛ مرحوم کمپانی از نقطۀ نظر علمی واقعاً دارای مراتب عالی بود، ولی مقام شهود مقام دیگری است!

  • محدودۀ ادراکات عقل

  • نکته در اینجاست که بین ملاکات عقلی و ملاکات شهودی و وجدانی و عالم حقایق و ثبوت، هیچ‌گاه نباید تخالف و تناقضی وجود داشته باشد، و تمام اینها در رتبۀ خود صحیح است؛ منتها رسیدن و نرسیدن به آن، مسئلۀ دیگری است.

  • خود عقل حاکم است به اینکه در هرجایی نمی‌تواند اظهار نظر کند؛ چطور اینکه اعضاء ما نمی‌توانند در کار یکدیگر دخالت کنند، مثلاً شما با چشم می‌بینید، امّا آیا از گوش توقّع دیدن دارید؟! گوش شما می‌تواند ببینید؟ گوش شما می‌تواند حوادث را مشاهده کند؟! نه‌خیر، نمی‌تواند! چشم برای دیدن و گوش برای شنیدن و قلب برای گردش خون و معده برای هضم غذا است؛ هیچ‌کدام از این اعضا نمی‌توانند در عضو دیگر تصرّف کنند و نمی‌توانند کار عضو دیگر را انجام بدهند!

  • خداوند متعال به هر عضوی از اعضا، سنخیّت و خصوصیّت و حیثیّتی داده است که بر مقتضای آن سنخیّت، آن عضو آن کار را انجام می‌دهد. اگر شما از چشم توقّع شنیدن داشته باشید، این توقّع، توقّع خطا و اشتباه است؛ چشم برای دیدن است. آیا شما می‌توانید چشمتان را ببندید و با عقل خود، حوادث را ببینید و مسائلی را که در جلوی شما است، تشخیص بدهید؟! ابداً امکان ندارد؛ باید چشمتان را باز کنید تا ببینید! آیا ممکن است شما با عقلتان صداها را بشنوید؟! امکان ندارد؛ شنیدن صدا یک مسئلۀ ظاهری است و تعقّل و تدبّر در این مسائل، یک مسئلۀ تجرّدی است! عقل نمی‌تواند نسبت به ظواهر احساس داشته باشد؛ عقل می‌تواند مجرّدات را ادراک بکند، و این احساسْ وسیله‌ای برای تبدّل حس و ظاهر به مجرد ناقص می‌شود و بعد به مرتبۀ عقل که می‌رسد، تجرّدش کامل می‌شود، آنگاه عقل می‌تواند بفهمد. لذا عقل نمی‌تواند هر مسئله‌ای را ادراک بکند، کار او نیست و به او مربوط نیست! هر عضوی و هر سرمایه و غریزه‌ای در حیطۀ اختیاراتی که خداوند به او داده است، می‌تواند فعّالیت داشته باشد.