اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(1)

14753
نسخه عربی

معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(1)

27
  • حضرت فرمودند:

  • ما از این اموال، منظور مادّی نداریم، بلکه در این اموالی که به سرقت رفته است، لباس‌هایی بوده است که با دست مادرم فاطمۀ زهرا بافته شده بود، و قِلاده و گردنبندی بوده است که به گردن آن حضرت افتاده بوده است!

  • یزید گفت:

  • و امّا مطلب سوّم اینکه: خودت این قافله را به مدینه برمی‌گردانی!1

  • مرثیه‌سرایی نعمان بن بشیر نزد مزار پیغمبر اکرم هنگام بازگشت کاروان اهل‌بیت به مدینه

  • دستور می‌دهد نعمان بن بشیر بیاید و به‌جای شترهای عاری و برهنه‌ای که در تمام طول این سفر، اهل‌بیت بر آنها سوار شده بودند، کجاوه و هودج درست کنند؛ و دستور می‌دهد افرادی که بر اهل‌بیت احاطه داشتند و سرها را حمل می‌کردند و دائماً چشمشان به اهل‌بیت می‌افتاد، در دورا دور حرکت کنند و از دور، مراقب باشند!2

  • به این کیفیّت اهل‌بیت به‌سمت مدینه حرکت می‌کنند. نزدیک مدینه که می‌رسند، حضرت سجّاد بشیر بن جَذلم را طلب می‌کند و می‌فرمایند: «آیا از شعر بهره‌ای داری؟» عرض می‌کند: «بله، یا ابن‌رسول اللَه!» حضرت می‌فرمایند: «پس برو و با اشعار خودت مردم را از آمدن ما باخبر کن!»

  • بشیر وارد مدینه می‌شود، هرکسی از او سؤال می‌کند که چه خبر است؟ چطور است؟ جوابی نمی‌دهد تا اینکه به قبر پیغمبر اکرم می‌رسد، آنگاه این اشعار را می‌خواند:

  • «ای اهل مدینه چه نشسته‌اید که اینک اهل‌بیت پیغمبر از راه می‌رسند! مردم مدینه کجا بودید ببینید که بدن پسر پیغمبر را بر روی زمین انداختند و سرش را بر نیزه از این شهر به آن شهر بردند؟!»

    1. اللهوف، ص 194.
    2. وقعة الطفّ، ص 272.