معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(1)
8بیتاللَه است، کسی که وارد آن مکان میشود باید پاک باشد، باید از آلایش دنیا معرّا باشد، نباید زر و زیور و امثال ذلک به خودش ببندد؛ همۀ اینها عقاید آنها در آن زمان بود. بنابراین حالا که قضیّه از این قرار است، پوشیدن لباس، و زر و زیور به خود بستن و... تمام اینها با آن اهداف و منویّات در تعارض است، پس لباسمان را دربیاوریم! زن و مرد لخت و عور به دور کعبه میگردیدند و طواف میکردند1 و سوت میکشیدند و دست میزدند! این طواف آنها میشود! خب معلوم است که این طواف عاقبتش به کجا میرسد!
این غلط اجرا کردن آن فلسفه در مقام اجرا است! اسلام همان فلسفۀ عالی حج را بهصورت صحیح اجرا میکند؛ اسلام میگوید: اگر تو بخواهی این عمل را انجام بدهی، با اصل آن فلسفه و مرام در تعارض است؛ تو دارای غرائز هستی، دارای شهوت هستی، دارای احساس هستی، تو هنوز به مقام تجرّد و به مقام کمال أتمّ نرسیدهای و شهوت در وجود تو حاکم است، تو الآن دارای شهوت و غریزه هستی، دارای عواطف و احساسات بشری هستی، تو نمیتوانی با موجودی برخورد کنی و بتوانی جلوی احساسات خودت را بگیری و بتوانی جلوی این غرائز را بگیری! (من روی این مسائل خیلی دقّت دارم و نمیتوانم مطلب را بیش از این باز کنم!) حالا که غرائز تو به یک غرائز صحیح تبدیل شده است و افکار تو به یک افکار صحیح تبدیل شده است، روی این حساب هر عملی که موجب تهییج غرائز و موجب تحریک شهوت و تهییج این غرائز مادی پنهان در وجود انسان بشود، به حکم عقل و فطرت و به حکم شرع محکوم است! بنابراین، این حج گرچه در راستای آن هدف انجام میگیرد، چون منافی با آن اهداف است، بنابراین خود این حج از نظر اسلام محکوم است!
﴿أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ﴾2؛ «اینها اشتباه میکنند!»
- . الدّرّ المنثور، ج 3، ص 183.
- . سوره نحل (16) آیه 59.

