
معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(1)
1 تفسیرآیه شریفه: خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ. 2 تبیین معنای معروف و منکر و ملاک تعیین آن. 3 تفسیرآیه شریفه: وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ و... 4 عمل مردم و توده نمی تواند ملاک برای معروف و منکر باشد. 5 دیدگاه نادرست اعراب جاهلی در ارتباط با زنان و دختران. 6 تفسیرآیه شریفه: وَ إِذا بُشِّرَ أحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظيمٌ... 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت نادرست اداء مناسک حج در زمان جاهلیت. 8 هر عملی که موجب تهییج و تحریک غرائز و شهوات در وجود انسان شود به حکم عقل و فطرت و شرع محکوم است. 9 درختکاری و سرسبز نمودن قبرستانها با مبانی و ملاکات اسلامی درتعارض و تضاد است. 10 فرمایش مرحوم قاضی در ارتباط با زمان و کیفیت زیارت اهل قبور.
معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(1)
16مگر کسی میتواند جلوی حضرت زینب را بگیرد؟! دختر امیرالمؤمنین است! مگر کسی میتواند حضرت سجّاد را إسکات کند؟! اینها مقام امامت دارند! خلاصه، کار به آنجایی رسید که مسئله علیه یزید تغییر پیدا کرد و یزید که دید چارهای ندارد، شروع به استمالت و دلجویی از اهلبیت کرد:
من انجام ندادم، من راضی نبودم! خدا پسر مرجانه را لعنت کند، او انجام داد، بدون اذن من بود! (و امثال ذلک).1
اعتذار یزید از امام سجّاد و خواستههای سهگانۀ آنحضرت
یزید یک روز اهلبیت را به مجلسش دعوت کرد و پس از عذرخواهی و اعتذار از مسائلی که اتّفاق افتاده بود، به آنها پیشنهاد کرد:
شما در هر جایی میتوانید باشید: میتوانید به مدینه برگردید یا در همینجا منزل کنید؛ دیگر اختیار با شما است!
حضرت سجّاد علیه السّلام رو به یزید کردند و فرمودند:
سه خواهش از تو دارم؛ خواهش اوّل اینکه: سر پدر ما را به ما برگردانی! تقاضای دوّم اینکه: آنچه از اموال از ما به نهب و غارت رفته است، به ما بازگردانی! و سوّم اینکه: اگر قصد از بین بردن من را داری، یک نفر را با این اهلبیت به مدینه بفرستی!
یزید گفت:
و امّا برگرداندن سر، که محال است. و امّا از اموال، آنچه را که از شما بردهاند، من به أضعاف مضاعف میپردازم!
حضرت فرمودند:
ما از این اموال، منظور مادّی نداریم، بلکه در این اموالی که به سرقت رفته است، لباسهایی بوده است که با دست مادرم فاطمۀ زهرا بافته شده بود، و قِلاده و گردنبندی بوده است که به گردن آن حضرت افتاده بوده است!
یزید گفت:
و امّا مطلب سوّم اینکه: خودت این قافله را به مدینه برمیگردانی!2
مرثیهسرایی نعمان بن بشیر نزد مزار پیغمبر اکرم هنگام بازگشت کاروان اهلبیت به مدینه
دستور میدهد نعمان بن بشیر بیاید و بهجای شترهای عاری و برهنهای که در تمام طول این سفر، اهلبیت بر آنها سوار شده بودند، کجاوه و هودج درست کنند؛ و دستور میدهد افرادی که بر اهلبیت احاطه داشتند و سرها را حمل میکردند و دائماً چشمشان به اهلبیت میافتاد، در دورا دور حرکت کنند و از دور، مراقب باشند!3
- تاریخ الطبری، ج 5، ص 506؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر، ج 8، ص 232.
- اللهوف، ص 194.
- وقعة الطفّ، ص 272.
