معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(1)
22خوش نفْسی بود و در کار خودش ظاهراً شخص صادقی بود، و من صحبتی از ایشان شنیدم و دیدم در صحبتهای خودش قصد تقرّب و قصد خیر را لحاظ میکند؛ لذا برای ایشان طلب مغفرت و رحمت کردم. ایشان میفرمودند:
در آن کوران مسائل انقلاب که ظاهراً آن شب آخر بود که دیگر مسائل داشت تمام میشد و قضایا داشت فیصله پیدا میکرد، آمدند و به ما گفتند: «ما یک فرستنده در اختیار گرفتهایم و از یک نقطه میتوانیم اخبار و مطالب شما را به گوش مردم برسانیم.» فوراً ما حرکت کردیم و آمدیم و به آنجا رفتیم و گفتیم: خب ما چه چیزی بگوییم؟ گفتیم: مطلب انقلاب و اوّلین خبر و اوّلین ایده و مسئلهای را که با انظار و با اهداف انقلاب اسلامی ایران مطابق است، در آنجا مطرح کنیم. لذا سرودی در آنجا گذاشتیم ـ که لابد رفقا میدانند ـ و بعد کمکم مطالب دیگر آمد و خلاصه بحمداللَه این مسئله به پیروزی رسید و مردم مسلمان بر قوای طاغوت، فاتح و غالب آمدند و مسئله فیصله پیدا کرد.
من وقتی این مسئله را شنیدم، به یاد مطلب یکی از بزرگان افتادم که ایشان در همان زمان میفرمودند:
چه خوب بود که بهجای این مطالبی که در همان ابتدای کار منتشر شد، آن مطالب توحیدی و آن کلامی منتشر میشد که پیغمبر اکرم هنگام فتح مکّه و هنگام از بین بردن طاغوت و از بین بردن بتها و از بین بردن شرک و کفر، در عاصمۀ عربستان و مرکز و محورِ انتشار اخبار در جزیرةالعرب فرمودند.1
هنگامی که سپاه مسلمین آمدند و بر شرک و بر کفر غلبه کردند و بتها را شکستند و توحید را جایگزین شرک کردند و اسلام را جایگزین کفر کردند، در یکچنین شرایطی پیغمبر اکرم دستور دادند تا اینطور ندا کنند و خود حضرت هم آمدند، و داریم که: دستها را به پردۀ کعبه زدند و این کلمات را گفتند:
لا إلهَ إلّا اللَه إلهاً واحدًا و نحن لهُ مسلمون، لا إلهَ إلّا اللَه و لا نعبد إلّا إیّاه، مُخلصینَ له الدّینُ و لو کرهَ المشرکون، لا إله إلّا اللَه وحده، أنجزَ وعدَهُ و نصرَ
- . مهرفروزان، ص 140.

