معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(2)
20که شرابخوار و سگباز و قمارباز و شطرنجباز و میمونباز و هرچه از این بازها میخواهید بیاورید، بود. چرا این لقب امیرالمؤمنین اختصاص به یزید پیدا کرد؟! چون از اوّل جلویش را نگرفتند! اگر از همان اوّل بلند میشدند و به عمر میگفتند: «ای عمر، به مسند خلافت تکیه دادهای، داده باش؛ حکومت را از علی غصب کردهای, غصب کرده باش؛ ظلم کردهای و آمدهای حضرت زهرا را از بین بردهای و کشتهای، عیبی ندارد؛ امّا چرا آن لقب امیرالمؤمنین را که اختصاص به علی دارد، به خودت میبندی؟!» دیگر کار به آنجا نمیرسید که به نام امیرالمؤمنین یزید، بیایند و سر پسر رسول خدا را از بدن جدا کنند! گذشت و گذشت و این لقب استوار شد تا کار به آنجا کشید! آن هم چه شخصی!
ملاک ایمان حقیقی در فرمایش پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم
چند روز پیش یک روایت خیلی جالب و مناسب و خیلی دقیقی دیدم و گفتم این روایت را برای رفقا بخوانم. از قول پیغمبر اکرم نقل میکنند که حضرت میفرمایند:
لا یُؤمِنُ عَبدٌ حَتّیٰ أَکونَ أَحَبَّ إلَیهِ مِن نَفسِهِ؛ «هیچ عبدی ایمان نمیآورد تا اینکه من پیش او از خودش محبوبتر باشم،»
و یَکونَ عِترَتی أَحَبَّ إلَیهِ من عِترَتِهِ؛ «و قوم و خویشهای من پیش او از قوم و خویشهای خودش محبوبتر باشند،»
و یَکونَ أهلی أَحَبَّ إلَیهِ مِن أهلِهِ؛ «و زن و فرزند من پیش او از از زن و فرزند خودش محبوبتر باشند،»
و یَکونَ ذاتی أَحَبَّ إلَیهِ مِن ذاتِهِ؛1 «(اینجا دیگر از همه دقیقتر است) و ذات و سرّ و سویدای من از آن ذاتِ دقیق و لطیف و روح و سرّ و سویدای او محبوبتر باشد!»
یعنی: اصلاً عبدی ایمان نمیآورد مگر اینکه سیّدالشّهدا را بر خودش و زن و
- . الأمالی، شیخ صدوق، ص 334.

