اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرسش و پاسخ اعتقادی

0
جلسات

عدم وجود هرگونه استجابت و تحقّق، قبل از دعا. آیا دعا موجِد است؛ یا کاشف از ثبوت در لوح محفوظ؟. دم تنافی اختیار در اعمال با ثبت ازلی آنها در لوح محفوظ. موجِدیّت نفس دعا کننده برای آثار خارجی. رفع شبهه‌ای در باب تند خو بودن حضرت یونس علیه السّلام. روایات اسرائیلیّات در تاریخ انبیا علیهم السّلام. عصمت پیامبران در سه مرحلۀ تلقّی و اداء وحی و تبلیغ. اختلاف درجات پیامبران علیهم السّلام در قرآن کریم. عدم اعلمیّت روبیل از حضرت یونس. بروزات و شاکله‌های متفاوت انبیا و اولیا علیهم السّلام. مزاح مرحوم بهاری با طلبه‌ای در ایوان نجف اشرف. پرستاری نمودن شیخ محمّد بهاری از طلبۀ بیمار. نامه‌های جالب مرحوم بهاری. گریه و انذار دائمی مرحوم میرزا جواد آقای تبریزی. عدم دلالت بروزات خارجی اولیاء بر افضلیت ایشان. حالات و بروزات متفاوت امام صادق علیه السّلام. سیطره وجودی و احاطۀ علمی ائمّه علیهم السّلام. تجلّی قدرت خداوند در اهل‌بیت علیهم السّلام. اختلاف حالات حضرت یعقوب علیه السّلام در اطّلاع بر غیب. انتساب قدرت‌ها به غیر خدا، شرکی آشکار. مذاکرۀ مؤلّف با علمای اهل سنّت در باب ردّ عقاید وهّابیان. اشتراک شیعه و سنّی در جواز بوسیدن ضریح پیامبر. دفاع عالم سنّی از توسّل شیعیان به خمسۀ طیّبه. روایات زیارت اهل قبور و مَضجَع نبویّ در کتب اهل سنّت. تشابه وهّابی‌ها با متعصّبان جامد مسیحی. تشابه وهّابی‌ها با أخباری‌های شیعه. دعوت شیخ عمر از علاّمۀ طهرانی برای سفر به حلب. کشتار شیعیان حلب توسّط صلاح الدّین ایّوبی. لزوم احترام به معلّم و استاد در مکتب اسلام. احوالات مرحوم حاج شیخ عبدالجواد اصفهانی. دقّت مرحوم اصفهانی در صحبت کردن. علامه طهرانی: من همیشه مرهون خدمات اساتیدی هستم که واقعاً برای خدا بودند!.

پرسش و پاسخ اعتقادی

11
  • و اگر بخواهید به خدا نسبت بدهید، بین کوچک و بزرگ هیچ تفاوتی نمی‌کند! من قدرتم این‌قدر است که بلند شدم؛ حضرت عبّاس اشاره می‌کند و به آسمان می‌رسد؛ و رسول خدا اشاره می‌کند و ماه دو قسم می‌شود!

  • و این مطلب سوّم ندارد، دیگر مطلب همین‌جا تمام است.

  • مذاکرۀ مؤلّف با علمای اهل سنّت در باب ردّ عقاید وهّابیان

  • در همان سفر دوّم که مشرّف شده بودم، ما یک روز در مسجد‌ الحرام با آقا سیّد محمّد صادق و آقا سیّد محسن که حجّاج بیت الحرام بودند، یک ساعت که از آفتاب می‌رفت، کنار مسجد الحرام نشسته بودیم. بعد یکی از این علمای سوریایی که خیال کرد من عرب سوریایی هستم، آمد و نشست و سلام کرد و یک قدری با هم صحبت کردیم. یکی از ائمّۀ جماعت مدینه هم به مناسبت آشنایی با او آمد و همان کنار نشست و بعضی از عرب‌ها هم که با اینها آشنا بودند، آمدند و نشستند و چند نفری شدند. ما با همین عالم سوریایی که اسمش شیخ عمر عادل مَلاحِفجی بود ـ و اهل حلب بوده ـ صحبت می‌کردیم، خلاصه صحبت به اینجا منتهی شد که من گفتم:

  • آخر شما چرا به اینها نمی‌گویید که دست از این تعدّی‌شان بردارند! اینها خیلی خشک هستند، اینها خیلی بد منطقی دارند! مردم از راه‌های دور می‌آیند برای زیارت و می‌خواهند قبر پیغمبر را ببوسند؛ اینها می‌آیند و با این طناب بر سرشان می‌زنند که: ”بروید کنار! ای مشرکین! ای فلان! این حدید است، حدید بوسیدن ندارد، این شرک است!“ و حال زوّار را می‌گیرند!

  • این چه کلام غلطی است! این چه حرفی است! آن کسی که می‌آید قبر پیغمبر را ببوسد، شرک است؟! شما زنت را می‌بوسی، این شرک است؟! شما پدرت را می‌بوسی، شرک است؟! شما مادرت را می‌بوسی، شرک است؟! آن کسی که حرم را می‌بوسد که آهن را نمی‌بوسد، ‌این را هر احمقی می‌فهمد که او آهن نمی‌بوسد، چوب نمی‌بوسد؛ او روح رسول خدا را می‌بوسد، و این می‌خواهد اظهار علاقه کند و می‌خواهد بواطن و منویّات خودش را ظهور بدهد، و این بوسیدن یک ابراز عواطف و احساسات درونی است! مادر، بچّه‌اش را بغل می‌کند و از تعلّق می‌بوسد، آیا می‌توان به او گفت: این کار را نکن؛ این شرک است؟! این حرف‌ها چیست؟! این حرف‌ها غلط است! بگذارید مردم آزاد باشند، ببوسند، [استلام] کنند، [زیارت] کنند! [این‌طور] حال مردم را می‌گیرید!