
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
این جلسه، مجموعهای از پرسش و پاسخها دربارۀ حالات و دیدگاههای عارف بالله، مرحوم حاج سید هاشم حدّاد رضوان الله علیه است، که حاصل مصاحبه با حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی است . در این بیانات، نکات ناب و بسیار مهمی دربارۀ جایگاه و حقیقت ولایت ائمه هدی و اولیاء و چگونگی وارد شدن در دایرۀ آن ولایت بیان شده است. در بخشی دیگر از این جلسه به دیدگاه مرحوم حدّاد نسبت به واقعّۀ عاشورا پرداخته شده و ابعاد عرفانی این حادثه عظمی و نگاه عرفا به آن تبیین گردیده است. در همین بخش به اهتمام بزرگانی مانند مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامه طهرانی به توسل و اِحیاء ذکر اهل بیت علیهم السلام اشاره رفته است.
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
توضیحات:
این جلسه، مجموعهای از پرسش و پاسخها دربارۀ حالات و دیدگاههای عارف بالله، مرحوم حاج سید هاشم حدّاد رضوان الله علیه است، که حاصل مصاحبه با حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی است . در این بیانات، نکات ناب و بسیار مهمی دربارۀ جایگاه و حقیقت ولایت ائمه هدی و اولیاء و چگونگی وارد شدن در دایرۀ آن ولایت بیان شده است. در بخشی دیگر از این جلسه به دیدگاه مرحوم حدّاد نسبت به واقعّۀ عاشورا پرداخته شده و ابعاد عرفانی این حادثه عظمی و نگاه عرفا به آن تبیین گردیده است. در همین بخش به اهتمام بزرگانی مانند مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامه طهرانی به توسل و اِحیاء ذکر اهل بیت علیهم السلام اشاره رفته است.
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
47توضیحی دربارۀ مظهر عبارت «لا هو إلّا هو» بودن مرحوم حدّاد
سؤال: مرحوم آقا در کتاب روح مجرّد میفرمایند: «مرحوم حدّاد مظهر عبارت ”لا هو إلّا هو“ بود.»1 البته اینها برای ما اصلاً قابل فهم نیست؛ منتها از این جهت که واقعاً برای ما نقطۀ ابهام است و احساس کردم که با مطالبتان میتواند ارتباط داشته باشد، اگر توضیح قابل بیانی هست، بفرمایید.
جواب: من خیال میکنم دیگر مجلس بیش از این گنجایش ندارد؛ چون سؤالات شما بیشتر دارد از آن مراتب صوری و اشباح، به مراتب معنوی و تجرّد نزدیک میشود و اینها توضیح بیشتری را میطلبد. حالا بالإجمال خدمتتان راجع به این مسئله عرض کنم:
مراتب فناء در اولیای الهی متفاوت است، اینطور نیست که فناء مرتبهای باشد که یک فرد وقتی به آن مرتبه میرسد، دیگر از همۀ شئونات و شوائب نفسانی خارج شده باشد و هیچگونه انانیّت و انّیّتی در او باقی نمانده باشد.
اگر ما افراد را در نظر بگیریم، میبینیم در مسائل نفسانی دارای مراتب مختلفی هستند؛ خب بعضیها خیلی قوی هستند، بعضیها ضعیفترند، بعضیها راحتتر میتوانند از مسائل نفسانی دست بردارند و بعضیها برایشان مشکل است و احتیاج به اهتمام دارند. ولی نسبت به سن که نگاه کنیم، میبینیم هرچه سن پایینتر باشد نفسانیّات در افراد کمتر است. مثلاً یک شخص هفتاد ساله، مراتب نفسانیاش خیلی قویتر است تا فردی که پنجاه ساله باشد؛ گرچه از نظر قوای ظاهری رو به ضعف میرود، ولی میبینیم که به همان موازات نسبت به مسائل نفسانی، انانیّتها، تفرعن و فرعونیّت، خواستها و توقّعاتش ـ به خصوص اگر مصدر کاری باشد ـ بسیار سختتر، و دست برداشتن از آن برای او خیلی مشکلتر است از فردی که در سنّ بیست سالگی و سی سالگی باشد، و همینطور کسی که در پانزده سالگی یا ده سالگی است.
مثلاً در جنگها و از خودگذشتگیها، اگر به فردی که ازدواج کرده و متأهّل است و دو یا سهتا بچّه دارد، بگویند که برو به جنگ! چون مسئلۀ شهادت و از بین رفتن است، برای او خیلی مشکلتر است تا یک نوجوان پانزده سالهای که هنوز هیچ تعلّقی ندارد؛ شاید آن نوجوان خودش زودتر حرکت کند و قبل از اینکه بگویند، برود. در اینجا مسائلی هست! آن از خودگذشتگی او با وجود این تعلّقات، خیلی ارزشش بیشتر است از آن کسی که هنوز تعلّقاتی ندارد. به قول معروف که میگویند: بعضیها شجاع هستند، بعضیها شعور ترس را ندارند و اصلاً نمیدانند ترس چیست؛ بین شجاعت و بین عدم شعور ترس خیلی فرق است.
- روح مجرّد، ص 136.
