
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
14جواب: البته مرحوم قاضی غیر از مرحوم آقای حدّاد هم شاگردانی داشتند که اینها در زیّ اهل علم نبودند و یا تا حدودی اطّلاعات مختصری نسبت به مسائل فقهی و مسائل علمی داشتند. اینطور نبوده که شاگردانشان منحصراً در اهل علم باشند.1 مطلبی که از مرحوم قاضی نقل شده و صحیح هم هست و از غیر ایشان همچون مرحوم آقای انصاری هم نقل شده است،2 این است که راه سلوک إلی الله و عبور از نفس و مهالک نفس، راه بسیار مشکلی است و اشکالش هم ناشی از این مسئله میشود که علیکلّحال نفس یک پدیدۀ بسیار پیچیدهای است که بهواسطۀ تعلّقات به دنیا و به زخارف دنیا و حجابهایی که به دور خود انداخته است از مبدأ خودش دور شده، و این تعلّقات و حجابها او را از مسئلۀ تجرّد و مسئلۀ قرب دور کرده است. برای برطرف کردن این مسئله و کنار زدن اینها انسان باید اهتمام بلیغ داشته باشد، باید نسبت به مطالبی که برای او مهم و حیاتی است توجّه کامل داشته باشد، و باید از مهالک و موبقات و قاطعین طریق برحذر باشد و طبعاً باید اوّل آنها را بشناسد و نسبت به آنها معرفت داشته باشد؛ همانطوری که امام سجّاد علیه السّلام به أبیحمزۀ ثمالی میفرمایند:
چطور تو اگر بخواهی به راهی از همین راههای دنیوی بروی برای خودت دلیلی میطلبی، درحالتیکه تو به راههای آسمان أجهَل هستی و نادانیات بیشتر است؛ پس برای راههای آسمان هم باید به دنبال دلیل و راهنما بگردی.3
نقش علم و معرفت در سلوک
اینجاست که معرفت انسان هرچه نسبت به قوانین و لوازم طریق و شئونات آن بیشتر باشد، بهتر میتواند راه را طی کند و بهتر میتواند از خطرات محفوظ باشد.
در بسیاری از موارد استاد همراه انسان نیست؛ استاد در یک کشور و یا شهر دیگری است. در زمان خود ائمّه علیهم السّلام امام در مدینه تشریف داشتند، درحالتیکه اصحاب آنها در ری، قم، کاشان، خراسان و... بودند، و اینها همیشه به امام دسترسی نداشتند. در بسیاری از موارد ائمّه علیهم السّلام در حصر بودند و ارتباط با آنها ممنوع بود. سالها موسی بن جعفر علیهما السّلام در زندان بودند؛ در زمان عسکرییّن علیهما السّلام آنها محصور بودند و ارتباط با آنها بسیار بسیار مشکل بود.
- آیین رستگاری، ص 59 ـ 61.
- مهر تابناک، ج 1، ص 37.
- الکافی، ج 1، ص 184:
يَا أَبَا حَمْزَةَ يَخْرُجُ أَحَدُكُمْ فَرَاسِخَ فَيَطْلُبُ لِنَفْسِهِ دَلِيلًا وَ أَنْتَ بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَجْهَلُ مِنْكَ بِطُرُقِ الْأَرْضِ فَاطْلُبْ لِنَفْسِكَ دَلِيلًا.
جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به اسرار ملکوت، ج 2، ص 95.
