اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی

درس‌هایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضوان‌الله‌علیهم‌اجمعین

16504
نفحات انس
جلسات
نسخه عربی

جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی

16
  • ایشان از نقطۀ نظر ظاهر، فردی بود که علمای نجف در همان موقع اذعان داشتند که اگر ایشان در نجف بماند، مرجعّیت شیعه منحصر به ایشان خواهد شد و از ایشان تقاضا کرده بودند که در نجف بمانند و به مرحوم آقا سیّد عبدالهادی شیرازی این مطلب را گفته بودند؛1 و لیکن چون دستور استاد ایشان، مرحوم آقای حدّاد بود،2 لذا ایشان نسبت به این قضیّه بنای دیگری داشتند و جور دیگری به مسئله فکر می‌کردند.

  • تأکید مرحوم حدّاد بر اتقان دروس طلبگی

  • روی این جهت، نه تنها مرحوم قاضی ـ‌ رضوان الله علیه ـ بلکه تمام اولیای الهی این واقعیّت را متذکّر شده‌اند. حتّی اولیای الهی که اصلاً در زیّ روحانیّت هم نبودند، همچون مرحوم آقای حداد، همان‌‌طوری که عرض شد، آن نکته‌ای که در تمام آن سه جلسۀ خصوصی که با بنده داشتند روی آن تأکید می‌کردند این بود که می‌فرمودند:

  • سیّد محسن! روی درس‌هایی که می‌خوانی اتقان داشته باش! اتقان داشته باش! اتقان داشته باش!

  • خُب، آقای حدّاد که اهل این حرف‌ها نبودند، پس چرا ایشان چنین حرفی می‌زدند؟ آیا مصلحتی از این مصالح ظاهری در نظرشان است؟! یا می‌خواهد ـ خدایی نکرده ـ از همین تعارفات و این‌گونه امور عقب نیفتد؟! یا اینکه نه، ولیّ الهی حق و واقعیّت را می‌بیند، همان‌طوری که من شما را می‌بینم و شما هم من را می‌بینید. الآن که من شما را می‌بینم، آیا تصوّر می‌کنم که این خواب است و چشمم اشتباه می‌بیند؟! شما که این مطالب ما را استماع می‌کنید آیا در تصوّرتان هست که الآن شما را خواب فراگرفته؟! این یک واقعیّت ملموس است.

  • اولیای الهی بر اساس تقلید و بر اساس گمانه‌زنی و بر اساس شیوع و انتشار بعضی از جریانات که خیلی از افراد مسحور آن قرارمی‌گیرند و مقلِّد آن جریانات می‌شوند، مطلبی نمی‌گفتند؛ این کار ما و امثال ما است. ما وقتی ببینیم جریانی رشد پیدا می‌کند به طرف آن تمایل پیدا می‌کنیم؛ و وقتی دیدیم آن جریان، آن ظهور و بروز واقعی را از خود نشان نداد، عقب می‌کشیم. این مربوط به افراد عادی است، امّا ولیّ الهی حقیقت مطلب را کما هی هی ادراک و مشاهده می‌کند و می‌بیند و می‌گوید بِکُن یا نکن! این فرق اوست! لذا بنده عرض کردم که بیان احوال این اولیای الهی تعیین کننده است.

    1. مهر فروزان، ص 53؛ افق وحی، ص 536.
    2. روح مجرّد، ص 36.