
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
17ما مطالب را ـ درست یا غلط ـ در کتابها میخوانیم و چیزی به ذهنمان میرسد و برای مردم میگوییم. خیلی بتوانیم کار انجام بدهیم، هنر ما همین قدر است که در ادای یافتههای خود خیانت نکنیم. امّا آیا یافتههای ما صحیح و مطابق با واقع است، آن دیگر بر عهدۀ ما نیست. مسئله این است! امّا ولیّ الهی، حق را مشاهده میکند و میگوید این کار را بکن!
آقای حدّاد که در این سه جلسه به من فرمودند: «سیّد محسن، در دَرست اتقان داشته باش!» این واقعیّت و حقیقت را لمس میکردند و مشهود ایشان بود که من با وجود اینکه پسر فلان عالم هستم و با وجود اینکه پدرم اینطور است و با وجود اینکه در آن بیت هستم و با وجود اینکه مطالب ایشان را میشنوم، ولی اینها کافی نیست؛ خودم باید به یک نقطۀ از درک و اجتهاد و فهم برسم تا در آن مواردی که ممکن است بهواسطۀ تخیّلات و توهّمات دیگران، بقیّه دستخوش نابسامانیهایی بشوند، این علم و دانش و این اندوخته مرا نجات بدهد. و من این مسئله را بالعیان بارها در زندگی خودم تجربه کردهام که این مسئله واقعیت دارد. و لذا مرحوم آقای حدّاد هم به شاگردانشان ـ آنهایی که قابلیّت برای فراگیری این علوم را داشتند ـ توصیه میکردند و میفرمودند که: «به بهترین نحو و بهترین وجه باید انجام بدهید.» مسئله این است!
تعهد و التفات عالم دینی، تنها به امام صادق و امام زمان علیهما السّلام
طلبهای که وارد مکتب امام صادق علیه السّلام میشود، غیر از امام صادق علیه السّلام نباید کس دیگری را بشناسد، هر کسی که میخواهد باشد؛ میخواهد شیخ طوسی یا ابنبابویه یا علاّمه حلّی باشد، هر کسی میخواهد باشد. یک عالم دینی فقط باید امام صادق علیه السّلام را در مقابل خودش قرار بدهد و به او پاسخگو باشد!1 بده بستانهای دنیوی، داد و ستدهای دنیوی، مصالح و منافع دنیوی، رعایت مصالح و جوّ و اشاعات و شایعات، در مکتب امام صادق علیه السّلام راهی ندارد؛ این مسئله است! طلبهای که میخواهد وارد مسیر علوم اسلامی بشود، باید از اوّل که میخواهد کتاب را باز کند فقط به این فکر کند که او باید به امام زمان علیه السّلام پاسخگو باشد، همین! و نه به هیچکس دیگر. همه باید این کار را انجام بدهند تا موفّق باشند. ما تا وقتی که همه چیز را در نظر بیاوریم و از این نکته غفلت کنیم، نمیتوانیم یک مبلّغ واقعی و یک راهنما و مرشد به سوی حقیقت و ولایت و توحید و مکتب ائمّه علیهم السّلام باشیم. این نکته آن چیزی بود که مرحوم قاضی نسبت به آن تأکید داشتند.
- امام شناسی، ج 18، ص 220.
