
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
6و هنگامی که کتاب بیبدیل روح مجرّد را در شرح حال ایشان نوشتند، بنده به ایشان عرض کردم: بسیاری از مطالب را که در اینجا نگاشتهاید تا به حال از شما نشنیده بودیم، فرمودند:
تازه اینها مطالبی است که در توصیف ایشان میتوانم بیان کنم و امّا آنچه از اسرار و رموز و خصوصیّات که از آن بزرگ میدانم، بخواهم بازگو نمایم، روح مجرّد چند برابر خواهد شد!
متأسّفانه، امروزه در بعضی نوشتهجات و سخنان، ارتباط مرحوم والد ـ قدّس سرّه ـ با مرحوم حدّاد به نحوی مطرح شده است که گویا اصلاً ایشان شاگرد سلوکی و تربیتی مرحوم حدّاد نبودهاند و ارتباط آن دو با یکدیگر بر اساس رفاقت و صداقت بوده است؛ و چه بسا مرحوم حدّاد از ایشان استفاده و کسب فیض مینموده است!1 که عموم این مطالب ناشی از عدم فهم و ابتعاد از درک حقائق و رقائق سلوک میباشد.2
عجبا! مگر رفاقت و صداقت منافاتی با ارتباط شاگرد و استادی دارد؟! مگر امیرالمؤمنین علیه السّلام با عبارت: «أخ» و «برادر» از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یاد نمیفرمود3 و در عین حال میفرمود: «من بندهای از بندگان رسول خدا هستم.»4؟! و چرا رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم این جمله را دربارۀ علی نفرمود؟! و چرا مرحوم حدّاد نفرمود: من در قبال سیّد محمّد حسین صفر میباشم؟!5
باید به این قلمها خطاب نمود و گفت: شناخت و معرفت شما از حریم و حرمت عرفان و ولایت فقط در چند کلمه و تلفّظ آن میگنجد! پس چرا پا از حدود خویش فراتر مینهید و در عرصهای که حتّی تخیّل آن برای شما و امثال شما ناممکن و محال است، قدم میگذارید و عِرض و آبروی خویش به باد میدهید و موجب اغواء و سرگشتگی و حیرت و ضلالت دیگران میشوید؟!
مرحوم حدّاد، استاد منحصر به فرد و شاخص والد ما ـ رضوان الله علیهما ـ بودند و ایشان هرچه دارند از او بوده است، و انکار این فضیلت جز عناد و ضلالت چیز دیگری نخواهد بود!
- نور مجرد، ص 270 و 274 و 281.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون نظر مؤلّف محترم بر مطلب مطرح شده در کتاب مذکور، رجوع شود به اسرار ملکوت، ج 3، ص 244 .
- من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 419.
- الکافی، ج 1، ص 90.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج 2، ص 189؛ ج 4، ص 172.
