
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
10بسم الله الرّحمن الرّحیم
درک مقام اولیای الهی، خارج از دائرۀ فکر بشر عادی
سؤال: ... آیا ممکن است بعضی از مطالب و خاطراتی که در کتاب روح مجرّد ذکر نشده است، مثلاً در مورد اخلاق خانوادگی مرحوم حدّاد ـ که شاید اصلاً کمتر در آن کتاب موضوعیّت داشته است ـ مطرح کنید تا دوستان بتوانند مطالبی گردآوری کنند که در عین اینکه از کتاب روح مجرّد استفاده میشود، از بعضی جهات تکملۀ آن کتاب هم به حساب آید؟
البته کار هم برای ما سخت است، چون همایش قبلی در مورد مرحوم الهی طباطبائی بود و تقریباً در مورد ایشان هیچ کار مستقلّی صورت نگرفته بود و خیلی عرصه برای ما تنگ و سخت نبود؛ امّا چون در مورد مرحوم حدّاد یک کار قوی وجود دارد، برای همین تلاش دوستان این بوده که تا جایی که میسّر است قوّت کار را بالا ببرند و آن را حفظ کنند؛ از این جهت که هم شأن مرحوم حدّاد پایین نیاید ـ یعنی در قالب کاری که دوستان انجام میدهند ایشان بد معرّفی نشوند ـ و هم اینکه به آن کتاب روح مجرّد آسیبی نرسد، چون اگر کاری که دوستان ارائه میکنند ضعیف باشد، بههرحال میتواند آن کتاب را هم تضعیف کند و به آن ضرر بزند. این است که دوستان برآن شدند که کار را تا جایی که برایشان میسّر است، با قوّت خاصّی جلو ببرند.
جواب: حالا مقدّمتاً خدمتتان مطالبی عرض کنم تا بعد نسبت به آنچه که مورد نظر دوستان است در خدمتتان باشم.
مسئلۀ مربوط به مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ یک مسئلۀ عادی نیست، چون ایشان یک ولیّ الهی و یک رَجُل الهی بوده است! نه به آن معنای الهیِ مصطلح فعلی که امروزه به هر شخصی و با هر سِمَت و صفتی، و لو متناقضاً و متعارضاً و متضادّاً، این عناوین و القاب گفته میشود. ایشان یک ولیّ الهی بوده و در یک جمله میتوانم این مسئله را عرض کنم که اصلاً موقعیّت ایشان از دائرۀ فکر بشری خارج است! و بحث راجع به احوال ایشان از عهدۀ بنده برنمیآید! و وقتی من شنیدم که آن دوست و سرور ما همچنین مطلبی را مطرح کردند، گفتم: آخر بنده و امثال بنده قابل این نیستیم که راجع به آقای حدّاد صحبت کنیم! و این تواضع نیست. بله، شاید بنده نسبت به افراد عادی از علما، صلحا و زهّاد اطّلاعاتی داشته باشم؛ چون مطالب آنها را دیدم، شنیدم، تجربه کردم و در کتب خواندم و ممکن است مثل سایر افراد، برداشتی مطابق با ذهنیّت و با سعۀ وجودی و مدرکات خود نسبت به آنها داشته باشم. ولی به طور کلّی مسئلۀ امثال مرحوم آقای حدّاد یا مرحوم قاضی یا مرحوم والد ـ رضوان الله علیهم ـ مسائلی نیست که یک فرد عادی با معلومات عادی و محدود خود بخواهد از عهدۀ آن برآید.
