
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
11کتاب روح مجرّدی که ایشان نوشتند، کتابی است که یک ولیّ الهی همانند استاد خود نوشته و شرح کرده است؛ و از قلم ایشان این مطلب پیداست که چطور نسبت به ایشان و حالاتشان إشراف داشتند و واقعیّت را ادراک کردند و به کُنه مسئلۀ ایشان رسیدند. چنانچه خود مرحوم آقای حدّاد در مجلسی در منزل ایشان، به من فرمودند:
آنچه را که من کسب کرده بودم، سیّد محمّدحسین از من گرفت.
و ایشان در صحبتهایشان مجامله نداشت و در مطلب مزاح نمیکرد. خُب یک همچنین فردی میتواند از عهدۀ یک همچنین مهمّی بربیاید، ولی بنده نه. اینکه شما میفرمایید که کتابی تدوین بشود که بتواند عهدهدار نکات مبهم و نگفتۀ اطوار حیات ایشان باشد و بخواهد ادوار مختلفۀ زندگی ایشان و شخصیّت ایشان را بیان بکند، ما باید این را در چهارچوب همان شناخت قرار بدهیم؛ یعنی میبایستی که دوباره مرحوم آقایی باشد و ایشان نسبت به مطالب ناگفتهای که هست پاسخگو باشند.
ولی از باب اینکه مالایُدرَک کلُّه لایُترَک کلُّه،1
آب دریا را اگر نتوان کشید *** هم به قدر تشنگی باید چشید2 من فقط این مقدار میتوانم خدمتتان عرض کنم. و اطّلاعاتی که میتوانم خدمتتان ارائه بدهم اوّلاً: باید در محدودهای باشد که جامعه و افراد تحمّل پذیرش آن را داشته باشند؛ ثانیاً: باید عرض کنم که تحقیقاً حقّ مطلب نسبت به تقاضای شما محقّق نشده است، امّا از آنجایی که بیان حالات اولیای الهی میتواند اسوه و الگو باشد در زندگی افرادی که به دنبال درمان دردهای خود و به دنبال گمشده هستند و مطلب را سرسری نمیگیرند و با تفنّن به مطلب برخورد نمیکنند ـ نه اینکه حالا یک حکایت و امر غیر عادی هم بدانیم، مجلسی را هم با ذکر بعضی از مسائل طی کنیم و حال خوشی بهدست بیاوریم، یک لذّت نفسانی و کیف نفسانی هم داشته باشیم، در تخیّلات خود یک جایگاهی هم برای اینها داشته باشیم؛ صرف نظر از اینگونه افراد که از مطالعه و شنیدن صحبت و مجالست و بحث و تحقیق، نتیجه و بهرهای غیر از همین گذران وقت بهدست نمیآورند ـ شاید بیان حالات اولیای الهی بتواند برای افرادی که به دنبال مطلوبی هستند و گمشدهای دارند تغییر اساسی داشته باشد؛ إنشاءالله.
- عوالی اللآلی، ج 4، ص 58.
- مثنوی معنوی، طبع میرخانی، دفتر پنجم.
