
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
12آشنایی آیة الله طهرانی با مرحوم حدّاد رضوان الله علیه
سؤال: بسم الله الرّحمن الرحیم. مقدّمتاً از این باب که دوستانمان راحتتر فضا را بشناسند، بفرمایید که اوّلین برخورد و آشنایی شما با مرحوم حدّاد کجا بود؟ و حضرتعالی در طیّ دوران مختلف زندگی چه زمانهایی به صورت حضوری یا به هر ترتیب دیگری با ایشان مراوده و ارتباط داشتید؟
جواب: بسم الله الرّحمن الرحیم. و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمدٍ و آله الطّاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.
اوّلین ملاقاتی که خداوند توفیق داد که بنده با مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ پیدا کنم در سفری بود که ایشان به ایران تشریف آوردند. سنّ من در آن موقع حدود دوازده سال بود1 و طبعاً در جریان ارتباطات ایشان و رفت و آمدها، مجالس و صحبتهایی که میشد، کم و بیش قرار میگرفتم، ولی با توجه به صغر سن طبیعتاً آن استفادهای که سایر دوستان از صحبتها و مجالس ایشان داشتند، بنده نداشتم.
ایشان به طهران تشریف آوردند و به مشهد و قم هم مشرّف شدند و به اصفهان و همدان هم تشریف بردند. در این مسافرتها پیوسته دوستان و ملازمین ایشان و رفقای مرحوم آقا صحبتها و مجالس و سؤالاتی از ایشان داشتند و من هم در آن مجالس حضور داشتم و آن موقع در حدود سعۀ فهم خودم استفاده میکردم. این اولین باری بود که ما در سنّ دوازده سالگی خدمت ایشان مشرّف شدیم.
ملاقات دوّم در سفری بود که دو سال بعد یعنی در سنّ چهارده سالگی به اتّفاق مرحوم آقا و والده و أخوان به عتبات مشرّف شدیم که مجموعاً یک ماه طول کشید.2 در آن سفر ما در منزل مرحوم آقای حدّاد بودیم و طبعاً بسیاری از دوستان ایرانی هم در آن سال که مصادف با ایّام محرّم و عاشورا بود به عتبات مشرف شده بودند و منزل ایشان همیشه از جمعیّت پر بود، مضافاً به اینکه بسیاری از آقایان و علمای نجف هم در بسیاری از روزها خدمت ایشان میآمدند.
- روح مجرّد، ص 195.
- همان، ص 309.
