
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
13از جمله مرحوم آیة الله سیّد مصطفی خمینی که بارها بنده دیدم از نجف برای زیارت و ملاقات ایشان میآمد1 و سؤالاتی داشت و ایشان پاسخ میگفتند و در همۀ این موارد ایشان همینطور ساکت و سراپاگوش بود. ایشان نسبت به مرحوم آقای حدّاد خیلی ارادت میورزید و از کیفیّت نشستن، نگاه کردن و استماعشان این مرتبۀ ارادت کاملاً هویدا و پیدا بود.
در همان ایّام افرادی دیگر از بزرگان هم از نجف به خدمت ایشان میآمدند، مخصوصاً برای اینکه مرحوم والد هم مشرّف شده بودند، لذا برای دیدن ایشان هم به منزل مرحوم آقای حدّاد میآمدند. این سفر، ملاقات دوّم بود.
سفر سوّم و آخرین ملاقاتی که توفیقش برای بنده دست داد، در سنّ هفده سالگی بود که به اتّفاق مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ و اخوی بزرگترمان که الآن در مشهد هستند، پس از مراجعت از سفر حج به عتبات مشرّف شدیم؛ یعنی دیگر از جدّه به ایران برنگشتیم، بلکه به عراق آمدیم و یک ماه در آنجا بودیم،2 و میتوانم بگویم سفری بود که ما خیلی بیشتر از ایشان محظوظ شدیم و استفاده کردیم؛ در آن سفر مجالسی بین الإثنین بود و مطالبی ایشان میفرمودند که آن مجالس برای تعیین سرنوشت من و انتخاب این مسیر و این طریق جنبۀ حیاتی داشت و تعیین کننده بود.
این سه ملاقاتی بود که در طول زندگی برای بنده دست داد، و به خاطر همین مناسباتی که بین ایران و عراق پیش آمد، دیگر ما را از زیارت ایشان محروم کردند تا اینکه ایشان به رحمت خدا رفتند.
آیا اجتهاد، شرط مرحوم قاضی برای پذیرفتن شاگرد سلوکی بود؟
سؤال: مرحوم قاضی از جمله شرایطی که برای پذیرفتن شاگردانشان قرار میدادند، این بود که شاگردان باید به درجۀ اجتهاد رسیده باشند،3 امّا این شرط در مورد مرحوم حدّاد استثناء میشود. این قضیّه چه وجهی میتواند داشته باشد که مرحوم قاضی با آن اصراری که روی شرطشان داشتند ولی مرحوم حدّاد را به عنوان یکی از شاگردانشان میپذیرند و ایشان را تربیت میکنند؟
- همان، ص 63 و 309.
- روح مجرّد، ص 499.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به مهر تابناک، ج 1، ص 36.
