
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
32مطلبی که عرفا میگویند همین است؛ یعنی انسان به نحوی در جریان ولایت امام علیه السّلام قرار بگیرد و بهواسطۀ ریاضات، مجاهدات، عبور از نفس و از مهالک، عبور از دنیا و دنیاییها، و عبور از ریاسات، اعتبارات، توهمات، تخیلات و مجازات، و پاگذاشتن در سلک سیر الی الله و انطباق همۀ اعمال و رفتار و افکار بر اساس مکتب عرفا و اولیای الهی، کمکم با یک نوع دگردیسی و تغییر و تبدّل نفسانی، کمکم به مرتبهای برسد که همان ادراک و شعور و واقعیّتی را که امام علیه السّلام به عنوان افاضۀ از ناحیۀ پروردگار در این عالم وجود اعمال میکند، انسان هم با اتّصال به امام علیه السّلام این معنا را بفهمد. و این مسئله جز با سلوک عملی امکان پذیر نیست و ممتنع است.
صد هزار جلد کتاب هم بخوانید به آنجا نمیرسید، صد هزار منبر هم گوش بدهید به آنجا نمیرسید، و صد هزار از حالات اولیای الهی را هم بدانید فایدهای ندارد؛ مگر وقتی که انسان همان کاری را که آنها انجام دادند، انجام بدهد! اگر هزار خروار میوه در کنار شما باشد، تا از آنها نخورید گرسنه هستید و هرچه به آنها نگاه کنید، سیر نمیشوید.
بنابراین، ولایت عبارت است از: تنها مسیری که انسان با اتّحاد با آن مسیر ـ نه فقط شناخت؛ بلکه با وارد شدن در آن مسیر و متّحد شدن با آن ـ به ذات پروردگار متّصل میشود و توحید بر او کشف میشود. لذا اهل تسنّن هیچوقت نمیتوانند به مقام توحید برسند، چون ولایت را قبول ندارند و خودشان را در آن قرار نمیدهند و جلو نمیآیند و به آن تمایل پیدا نمیکنند، و تا مسئله میخواهد به ولایت برسد برای خودش حریم میگذارد و مقابله میکند. وقتی که مسئله میخواهد به خلفای غاصب برگردد یکدفعه حریم میگذارد و میگوید: «ما اینها را قبول داریم، اینها هم افراد خوبی هستند.» همینجا جلوی خودش را بسته است. امّا امام بسته ندارد، امام باز است؛ وقتی که میخواهی داخل ولایت شوی دیگر هیچ اعتباری نمیتواند مانع شما بشود. هر کجا که آن اعتبار، داد و ستد، آن مصالح و منافع بخواهد مقداری جلو بیاید، همانجا امام مسیر را میبندد و اینجا دیگر قضیّه تمام است، و به همان مقدار انسان خاسر شده و از دستش رفته است. بنابراین، ولایت عبارت است از: همان راه و مسیر معرفت و شناخت توحید که عبارت است از ذات پروردگار. و هیچگونه بینونیّتی بین آنها وجود ندارد.
