اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی

درس‌هایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضوان‌الله‌علیهم‌اجمعین

16504
نفحات انس
جلسات
نسخه عربی

جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی

4
  • از جمله موارد اینکه: مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ نسبت به حوادث و مسائل جاریه در مملکت، فوق‌العاده حسّاس و متأثّر و پیگیر بودند و از ناملایمات و شدائدی که بر مردم به‌واسطۀ جریانات و دشمنان اسلام وارد می‌شد بسیار نگران بودند، و به آراء و واردات قلبیّۀ خویش گاه‌گاهی افراد را مطّلع می‌نمودند و راه صلاح و فلاح را گوشزد می‌کردند و از عواقب سوءِ برخی از بی‌تدبیری‌ها و حرکات نامعقول مطالبی بیان می‌کردند.

  • بارها می‌فرمودند:

  • ما مثبتات مسائل را تأیید و امضا می‌کنیم و منفیّات را نمی‌پذیریم و در صدد اصلاح و رفع آن إقدام می‌کنیم و تذکّر می‌دهیم، خواه پذیرفته شود و یا نشود.1

  • در مسئلۀ هجوم حکومت بعث عراق به کشور ایران بسیار متأثّر و نگران بودند، و اخبار ناگوار این جنگ خانمان‌سوز و ددْمنشانه که موجب سفک دماء أبریاء از طرفین و هتک نوامیس و تدمیر بلاد اسلام و ضایعات غیر قابل جبران بوده است، شدیداً ایشان را تحت فشار روحی و جسمی قرار می‌داد و پیوسته در انتظار اختتام آن و رفع غائله و فیصلۀ امر بسر می‌بردند، و نسبت به ختم این حادثۀ خانمان‌برانداز در مقاطع مختلف، پیغام‌هایی برای مسئولین می‌فرستادند؛ مخصوصاً پس از فتح خرّمشهر، شدیداً بر خاتمۀ جنگ اصرار می‌ورزیدند و حتّی روزی به بنده فرمودند:

  • اگر الآن این مسئله تمام نشود، دیگر فرصتی پیش نخواهد آمد و مسئله به صورت دیگری درخواهد آمد.2

  • و در عین حال می‌فرمودند:

  • ما از مجاهدان و رزمندگان اسلام و مدافعان حریم تشیّع حمایت می‌کنیم و نیّت خالص و همّت والای آنان را ارج می‌نهیم، و اگر خدمتی از دست برآید دریغ نمی‌ورزیم و آسیب‌دیدگان آنها را اگر بتوانیم مداوا می‌کنیم.

  • ولی با تمام این اوصاف در تمام مدّت جنگ، حتّی یک جمله که جنبۀ تشویق و ترغیب به رفتن به جبهه را داشته باشد از ایشان ابراز نشد و به یک نفر از اطرافیان و غیرهم، پیشنهاد و ترغیب رفتن به جبهه را ننمودند. این حقیر بارها شاهد بودم که وقتی چشمشان به مصدومین جنگ می‌افتاد، اشک از چشمانشان جاری می‌گشت و مطالبی می‌فرمودند.

    1. رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 71.
    2. اسرار ملکوت، ج 2، ص 280.