
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
5امّا معالأسف، امروزه مشاهده میکنیم که در برخی از سخنان و یا نوشتهها مطالبی به ایشان نسبت میدهند که گویا ایشان خود از مشوّقین و مؤکّدین بر ادامۀ جنگ و نزاع بودند و با سخنان و روش خود بر این مطلب صحّه گذاشته بودند!!
از جمله شخصیّتهای ممتاز و نادر عالم اسلام در این ازمنۀ متأخّره، شخصیّت عارف کامل و سالک متألّه و ولیّ نامدار الهی، حضرت حاج سیّد هاشم موسوی حدّاد ـ قدّس الله سرّه ـ میباشد، شاگرد برجسته و رندِ عالمسوزِ آیة الحق و التّوحید، مرحوم آیة الله العظمی حاج سیّد علی قاضی ـ رضوان الله علیه ـ که به نقل از علاّمۀ طباطبائی ـ قدّس الله سرّه ـ:
مرحوم قاضی ایشان را از مجالس و محافل خویش برکنار میداشت و در مرأیٰ و منظر سایر تلامذۀ خود قرار نمیداد؛ همچون دُرّ یتیمی که او را درون صندوق، از انظار مخفی نگاه دارند تا بتواند بهتر و بیشتر به حال و سلوک خود بپردازد.1
مرحوم والد ما ـ قدّس سرّه ـ به مدت بیست و هشت سال در خدمت و حضور این ولیّ الهی به کسب فیض و سیر معنوی اشتغال داشت.2 عبارات و جملاتی که دربارۀ ایشان از مرحوم والد شنیده شده است، دربارۀ احدی از اعاظم و اولیا و عرفای الهی از صدر اسلام تا کنون حتّی استاد الکلّ فی الکلّ او، علاّمۀ طباطبائی ـ قدّس سرّه ـ شنیده نشده است. و تحقیقاً در اداء این بیت از سعدی شیراز در وصف پیر و استاد و مرادش سخن به گزاف و اغراق نگفته است و راه افراط و مَجاز نپیموده است، در آنجا که در روح مجرّد میفرماید:
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم *** وز هرچه گفتهاند و شنیدیم و خواندهایم مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر *** ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهایم3 بارها میفرمود:
من در قبال حدّاد صفر میباشم و از خود چیزی ندارم؛ الحدّاد و ما أدراک ما الحدّاد؟!4 و هکذا.
- روح مجرّد، ص 11 و 12.
- همان، ص 101 و 471.
- گلستان سعدی، دیباچه.
- روح مجرّد، ص 13.
