
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
8وقتی که نام حدّاد را بر زبان میراند تمام وجودش به سوی عالم قدس و ملأ اعلای او پَر میکشید، و اگر اسم او را کسی به زبان میآورد، چنان تغییر و تحوّلی در سیما و وجناتش آشکار میگشت که اطرافیان را متوجّه میساخت. در هر مجلس خصوصی و یا در صحبت با افراد خاصّ، سعی میکرد از استادش سخنی به میان آورد و تا در این زمینه از او مطلبی به یاد داشت، از خود چیزی نمیگفت. هنگامی که در مقابل استادش مینشست، سراپا چشم و گوش و قلب و فکر بود و از حرکات و وجنات صورت استاد، مطلب را درمییافت، و خود به ما میفرمود:
وقتی در مجلس حدّاد هستید باید تمام وجودتان را برای تلقّی مطالب و فهم مقصود و منظور استاد به کار گیرید و لحظهای از توجه به ایشان غفلت نورزید، شاید در همان لحظه مطلبی را القا کنند که از سمع و توجّه شما مختفی گردد و از دست برود.1
این بنده پس از تألیف کتاب بینظیر روح مجرّد در احوال و تبیین زوایای ناشناختۀ حضرت استاد، توسط مرحوم والد ـ قُدّس سرّهما ـ و مطالعۀ آن، پیوسته در این فکر و احساس بسَر میبُردم که بتوانم روزی در حدّ وُسع خویش، مطالب و نکات مجمل و ظریفی را که شاگرد بیبدیل او در این کتاب بدان پرداخته و اشاره نموده است، توضیح و تفسیر نمایم؛ و نیز برخی از مسائلی را که خود از نزدیک شاهد و ناظر بودم بر آنها بیفزایم و به پیشگاه اهل معرفت تقدیم نمایم؛ ولی بهواسطۀ شواغل و مشاغل صارفه در مدّت زمان پس از ارتحال مرحوم والد، این توفیق رفیق نگردید تا اینکه در سالهای گذشته مؤسّسۀ محترم شمسالشّموس در صدد برگزاری مجلس تجلیل و تکریم این عارف بالله، از این حقیر تقاضای مصاحبه در احوال و شخصیّت این بزرگوار را نمود. بنده نیز دعوت و درخواست اخوان مکرّم و أعزّه را پاس داشتم و مطلوب ایشان را مشروط به عدم تحریف حتّی یک کلمه، به دیدۀ منّت گذاردم.
- انوار ملکوت، ج 1، ص 19.
