
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
14آقای حدّاد به آن شخص میگفتند:
بهجای اینکه این همه به این طرف و آن طرف بروی، آنها را بردار بیاور! چرا دائماً به این طرف و آن طرف میروی و خودت را مشغول میکنی؟!1
آنوقت در این رفت و آمدها دائماً چشم آدم در خیابان به این دکان و به آن دکان میرود و چشمش به افراد مختلف و اینها میافتد و وقتی برمیگردد خیلی هم چیز ندارد.
حکایتی عجیب از سفر زیارتی حاج آقا معین و کلام علّامه طهرانی
یک قضیۀ عجیبی در اینجا الآن یادم آمد. مرحوم جدّ مادری ما ـ خدا رحمتش کند ـ مرد بسیار خوبی بود ـ همان شخصی که شما در صحبت مرحوم آقای حدّاد به ایشان اشاره داشتید ـ و از صلحا و عبّاد و فرد عالم، زاهد و بسیار دور از هویٰ بود. ما از ایشان حکایاتی داریم و واقعاً مرد بسیار شایستهای بود و خیلی زیاد هم به آقای حدّاد ارادت و محبّت داشت، خیلی زیاد. در سفری که ایشان در عتبات بودند و با ماشین ـ ظاهراً با دو، سهتا وسیلۀ شخصی ـ به اتّفاق بعضی از بستگانشان و بستگان ما برای زیارت حجّ میروند، در آنجا وسیلۀشان دچار حادثه میشود و از ناحیۀ سینه و اینها صدمه میبینند و ایشان را به مدینه میآورند و ظاهراً مدّتی در همان بیمارستان مدینه بودند و موفّق به ادامۀ حجّ نمیشوند و برمیگردند. وقتی که به ایران برگشتند، ما به اتّفاق مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ رفته بودیم برای دیدن ایشان. خیلی حالت انکسار جالب و جاذب و خیلی حالت توجّهی در ایشان بود با اینکه حجّ انجام نداده بودند ـ یا من اینطوری تصوّر میکنم، قطعاً حال ایشان حال مناسب حج نبوده، دقیقاً من از خصوصیّات مطلب که آیا حجّ انجام دادند یا نائب گرفتند اطّلاع ندارم؛ ولی حالشان مشخّص بود که اصلاً حالشان مساعد برای حج و اینها نبود، زیرا قدری ناراحتی و شکستگی برایشان پیدا شده بود من یادم است وقتی که به منزل برگشتیم، مرحوم آقا به والدۀ ما میگفتند:
- روح مجرد، ص 672.
