
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
15حاج آقا معین اگر ده سفر حج میرفت، به اندازۀ این سفر استفاده نمیکرد.1
التفات میکنید! این قضیهای که برای ایشان اتّفاق افتاد و موجب یک نوع توجّه و یک نوع لطافت روح و یکنوع تجرّد فیالجمله شده بود، حتّی اگر ده سفر حجّ میرفت، اینقدر برایش مفید نبود. که این قضیّه برایش... ببینید! به حج رفتن نیست، مهم این است که انسان چه بکند و در مقام تسلیم باشد، تا آنچه که رضای الهی است انجام دهد.
اویس قرنی، موحّد واقعی و متحّد نفسانی با رسول خدا
اویس قرن پیغمبر را ندید، خب از قافله بازماند؟! شما ببینید، بعد از عمری آمده پیش پیغمبر، خدا هم کاری انجام میدهد که بیاید در مدینه و پیغمبر را نبیند؛ خب کار خداست دیگر. همان روزی که میآید، پیغمبر از مدینه بیرون میروند. پیغمبر نمیدانستند که اویس میخواهد بیاید؟ میدانستند؛ چرا رفتند؟ چون به صلاحش نبوده؛ او باید بیاید و پیغمبر را نبیند و دلش بشکند و برگردد. آن چیزی که در این ندیدن گیرش میآید، بیش از آن چیزی است که پیغمبر را ببیند؛ لذا تا آخر عمر هم پیغمبر را ندید، ولی آنقدر با نفس پیغمبر متّحد بود که وقتی در جنگ احد سنگ به دندان پیغمبر خورد و شکست، یک سنگ هم در یمن به همان دندان اویس خورد و شکست،2 آنقدر متّحد است! این را میگویند موحّد! آن خدایی که در مدینه است، همان خدا در یمن هم هست ولی آن خدا به او میگوید: بمان در اینجا و بهجای دیدن پیغمبر، اطاعت مادرت را بکن! این مسئله عجیب است دیگر!3
غلبۀ التذاذ نفسانی بر جنبۀ ولایی، در بعضی از زیارات
این رفت و آمدها و مسافرتها به اعتاب مقدّسه و زیارات، گاهی اوقات بیش از آنچه که جنبۀ ولایی داشته باشد، جنبۀ التذاذ نفسانی دارد؛ انسان این مسئله را باید ملاحظه کند. مثلاً یک شخصی از دوستان مرحوم آقای حدّاد بود که خیلی به ایشان علاقه داشت ولی پدرش راضی نبود که به خدمت آقای حدّاد برسد، راضی نبود یا حدّاقل خیلی کم؛ ولی او میآمد و به زیارت آقای حدّاد میرسید و مورد خطاب و عتاب ایشان هم قرارمیگرفت که تو وقتی پدرت راضی نبود برای چه آمدی؟ برای چه آمدی؟ این اولیا اینطور هستند برای چه آمدی؟ تو باید در همان جا بمانی و اگر در آنجا بمانی، از من در اینجا بهره میبری؛ حالا که آمدی در اینجا و پیش منی، بهره نمیبری!4 این مسئله مورد توجّه اولیا بوده است.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 311.
- تذکرة الأولیاء، قسم الأول، ص 19.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون احوال اویس قرنی رجوع شود به انوار الملکوت، ج2، ص 263 ـ 266؛ امام شناسی، ج 12، ص 45؛ سرّ الفتوح، ص 37.
- روح مجرّد، ص 672.
