
ولایت؛ مظهر حقیقت توحید
بررسی مقام واحدیت و احدیت، جایگاه عارف کامل و ارتباط انسان با امام معصوم علیهالسلام
ولایت؛ مظهر حقیقت توحید
25در این بین، و بینهما متوسّطات، یعنی رعایت آن حیثیّت اوّل و رعایت حیثیّت دوّم و جمع بین ظاهر و جمع بین باطن، این موقعیّت کمالی افراد را تشکیل میدهد. آن عارف و شخصی که چشمش به آن حقیقت ربطی باز شده است ـ نه اینکه مطالبی با فلسفه و عرفان نظری مسائلی به نظرش بیاید و احساسی داشته باشد ـ و نه تنها آن حقیقت ربطی را دیده باشد، نه! اصلاً این حقیقت ربطی را در وجود خودش مشاهده میکند، چطور میتواند ربط این خلائق به پروردگار را نادیده بگیرد؟! چه جور میشود؟ مسئلۀ مشکل اینجاست که در عین حال که عارف دارد این حقیقت را مشاهده میکند، بتواند رعایت ظاهر را هم بکند. اینجاست که ما تفاوت در رفتار و در کیفیّت ارتباط عرفا با عالم خارج و عالم ظاهر را میبینیم. اینکه میبینیم بعضیها گاهی ممکن است یک مسائلی در آنها مشاهده شود، به خاطر این است که هنوز به آن مقام جمعیّت تام و به آن مرتبۀ کمال نرسیدهاند.
پس اینکه مرحوم آقای حدّاد میفرمودند: «تمام عالم، همه مظاهر حقّاند.»1 نظر ایشان به آن جنبۀ اوّلِ مطلب بوده است، که این دیدگاه منافاتی با جنبۀ دوّم نداشته است. اتفاقاً ایشان در رعایت حفظ ظاهر و رعایت احکام و مبانی ظاهری و اطاعت از دستور مجتهد و مقلَّد خودشان به اندازهای ایشان دقیق بودند که بنده کسی را مثل ایشان ندیدم. یک وقتی من داشتم وضو میگرفتم ـ الآن هم گاهی اتّفاق میافتد که پایم در عین اینکه بالا است مسح میکشم ـ و ایشان داشتند نگاه میکردند، گفتند: «آقا سیّد محسن! این پا که بالا است و شما مسح میکنید، ممکن است حرکت داشته باشد. باید پا را در یک جا بگذارید، وقتی که ثابت شد آن موقع مسح کنید!» اینقدر ایشان اهل رعایت بودند! یعنی این را میخواهم خدمتتان عرض کنم که انسان نباید با توجّه به بعضی از عبارات عرفا از سایر شئون آنها غفلت کند. اینها افرادی بودند که در عین این دیدگاهشان نسبت به تعلّق همۀ وجودات به ذات پروردگار و عشق واقعی به این وجودات به لحاظ آن تعلّق، در عین حال رعایت ظاهر و رعایت مطالب را به نحو اتمّ و حتّی از مرجع خودشان بیشتر نسبت به این قضیّه اهتمام داشتند.
- روح مجرّد، ص 569.
